رابطه دنیا با آخرت
در بحثی که درباره راه اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) آغاز شد، به این نقطه رسیدیم که صراط مستقیم – محبت و مودّت اولیای خدا – موضوعی بسیار مهم است که در حقیقت هستی و در زندگی اصلی و ابدی پس از مرگ به شدت به آن نیازمندیم. در روایات اهلبیت (علیهمالسلام)، صراط به صراط دنیایی و صراط اخروی تقسیم شده و به ما گفته شده که اگر صراط مستقیم دنیا را جدی نگیریم، در روزی که همه انسانها برای مشاهده حقیقت محشور میشوند، در پلی که بر روی جهنم قرار گرفته با سختی و مشقّت مواجه خواهیم شد.
فهمیدن درست معنای پل صراط و بقیه مسائلی که درباره عالم پس از مرگ و عالم آخرت برای ما توضیح داده شده، وابسته است به توجه به یک نکته مهم: رابطه دنیا با آخرت. اگر این یک نکته را متوجه شویم، دیگر نه از آیات شدید عذاب در قرآن تعجب میکنیم و نه مسائل شگفتانگیزی که درباره بهشت و جهنم، قبر، قیامت و پل صراط گفته میشود، برایمان نامعقول و عجیب به نظر میرسد. زیرا متوجه میشویم که در عالم پس از مرگ و در عالم قیامت، هیچ اتفاق جدیدی قرار نیست بیفتد. فقط و فقط بهشت و جهنم و تمام آن مواقفی که درباره قیامت گفته شده، باطن و حقیقت همین دنیا و همین زندگی امروز ماست.
آیاتی که حقیقت قیامت را نشان میدهند
اگر به آیات متعدد قرآن توجه کنید، میبینید که قرآن بارها این را واضح برای ما توضیح داده، ولی کم به آن دقت میکنیم. مشهورترین آن، آیه سوره زلزال است که میفرماید:
﴿فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ﴿٧﴾ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ﴾ ﴿٨﴾ (الزلزال)
«پس هرکه هموزن ذرّهای نیکی کند [نتیجه] آن را خواهد دید. و هرکه هموزن ذرّهای بدی کند [نتیجه] آن را خواهد دید.»
یعنی «یَری عَمَلَه»: هر ذره کار خوبی که انسان انجام میدهد، روز قیامت همان را میبیند، نه اینکه پاداشش را میبیند. این نکته بسیار مهمی است. ﴿وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ﴾ خودش را میبیند.
آیه دیگر میفرماید:
﴿يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ﴾ (آلعمران: ۳۰)
«روزی که هرکسی آنچه کار نیک به جای آورده و آنچه بدی مرتکب شده، حاضر شده مییابد؛ و آرزو میکند: کاش میان او و آن [کارهای بد] فاصلهای دور بود. و خداوند، شما را از [کیفر] خود میترساند، و [در عین حال] خدا به بندگان [خود] مهربان است.»
روز قیامت روزی است که هرکس هر کاری کرده باشد، آنجا حاضر میبیند. کارش را حاضر میبیند، اعمالش را حاضر میبیند. اصلاً قرار نیست روز قیامت بنشینند حساب و کتاب کنند و بگویند: خب شما در دنیا چکار کردید؟ چهار رکعت نماز خواندید؟ حساب کنیم ببینیم چند ثواب میشود و چند متر بهشت به این بدهیم؟
خدا سریعالحساب است. یعنی چه؟ یعنی اینکه حساب و کتاب در قیامت فقط و فقط با مشاهده حقیقت اتفاق میافتد.
برداشته شدن پرده از چشمها
﴿فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ﴾ (ق: ۲۲)
«و[لی] ما پردهات را [از جلوی چشمانت] برداشتیم و دیدهات امروز تیز است.»
فقط این پرده برداشته میشود – پردهای که تا در عالم دنیا، در عالم مادی، در این قفسه تن هستیم، نمیتوانیم حقیقت اعمال خودمان را ببینیم و درک کنیم. اما با مرگ، پردهها از جلوی چشم ما برداشته میشود.
آتش درون اعمال
﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ﴾ (البقره: ۱۷۴)
«کسانی که آنچه را خداوند از کتاب نازل کرده پنهان میدارند و بدان بهای ناچیزی به دست میآورند، آنان جز آتش در شکمهای خویش فرو نبرند.»
کسی که کتمان حقیقت میکند، هرچه میخورد دارد آتش میخورد.
﴿إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَىٰ ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا﴾ (النساء: ۱۰)
«در حقیقت، کسانی که اموال یتیمان را به ستم میخورند، جز این نیست که آتشی در شکم خود فرو میبرند.»
کسی که مال حرام میخورد، همین الان دارد آتش میخورد. به او هم میگوییم: نخور، این مال حرام است. میگوید: اتفاقاً خیلی هم خوشمزه است! بله، خیلی خوشمزه است، ولی چرا خوشمزه است؟ به خاطر اینکه وجود و روح او هنوز سِر شده و بیحس شده، مزه واقعیاش را نمیفهمد. وقتی مرگ آمد، این بیحسی برداشته میشود و آتش شروع میکند به سوزاندن. تازه دردش حس میشود.
مثل کسی که برای عمل جراحی آمپول بیحسی به او زدند. هرچه میبُرند، هر کاری با او میکنند، هیچ دردی احساس نمیکند. بعد که اثر آمپول بیهوشی رفت، تازه شروع میشود به درد. چرا؟ این درد قبلاً بود، ولی بیحسی نمیگذاشت بفهمیم.
پنجاه موقف صراط
آنچه درباره صراط در آیات و روایات برای ما گفته شده که در قیامت صراط سختی در پیش دارید، معنایش دقیقاً همین است. شیخ صدوق در کتاب اعتقاداتش و شاگرد او شیخ مفید در شرحش همین را تأیید میکنند. میگویند تمام این مواقفی که در قیامت ذکر شده و در روایات داریم که پنجاه موقف انسان را در پل صراط نگه میدارند، این پنجاه موقف که به معنی کثرت است، همین واجبات، حلالها و حرامهایی است که ما باید رعایت کنیم.
یعنی اگر من در هر کدام از اینها گیر کرده باشم در زندگی دنیا، آنجا که میخواهم از روی جهنم عبور کنم، گیر میکنم. این است که در سوره بلد میفرماید:
گردنههای زندگی
﴿فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ * يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ﴾ (البلد: ۱۶ـ۱۱)
«و[لی] نخواست از گردنه [عاقبتنگری] بالا رود! و تو چه دانی که آن گردنه [سخت] چیست؟ بندهای را آزادکردن، یا در روز گرسنگی، طعامدادن: به یتیمی خویشاوند، یا بینوایی خاکنشین.»
قرآن در سوره بلد میگوید چرا اینها از گردنه نتوانستند عبور کنند. چه میدانی این گردنه چه گردنهای است؟ همه باید از این گردنه عبور کنیم. بعد مثال میزند و میگوید: میدانید آن گردنهای که اگر در این دنیا از آن عبور نکنید، روز قیامت در آن گردنه پل صراط گیر میکنید، چیست؟ «فَكُّ رَقَبَةٍ»: آیا یک بنده آزاد کردید در زندگیتان؟ حالا الان برده نیست – یک زندانی آزاد کردید؟ آیا یک گرسنه را سیر کردید؟ در روزگاری که مردم در سختی هستند، گرسنهای را سیر کردید؟
در روایت در فروع کافی دارد که راوی میگوید: امام رضا (علیهالسلام) هر وقت نشستند سر یک غذای خوبی، سر یک سفرهای که غذای خوبی داشت و توزیع و سرو میشد، اولین کاری که حضرت میکردند این بود که یک سینی میگرفتند، بهترین غذاها را جدا میکردند، در سینی میچیدند و میگفتند: اول به مسکین بدهید، بعد بخورید. بعد این آیه را میخواندند:
﴿فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ﴾ (البلد: ۱۴ـ۱۱)
بعد میفرمودند که خدا از رحمتش، از لطفش، سیر کردن گرسنگان را وسیله عبور از گردنههای قیامت قرار داده تا ما را نجات بدهد.
این یعنی هر کار خیری که با سختی میخواهیم انجامش بدهیم. سختمان است. یک جا کار خیر این است که مالم را باید بدهم. یک جا باید آبرو را بدهم. یک جا باید از خودم بگذرم. یک جا باید حرف و حدیث مردم را تحمل کنم، کنایه این و آن را بشنوم و به روی خودم نیاورم، جلوی دهانم را بگیرم و کسی را نرنجانم.
عصبانی میشوم و میگویم: چون من عصبانی هستم، دیگر حق دارم هرچه بخواهم بگویم. بعد هم به من بگویند: آقا، این حرفها چه بود که زدید؟ میگویم: عصبانی شدم دیگر، چرا من را عصبانی کردند؟
اینها عقبه است. اینها گردنههایی است که ما باید از آن عبور کنیم. اگر در این گردنهها گیر کنیم، در صراط گیر میکنیم و کارمان به مشکل میخورد.
ولایت اهلبیت، کلید عبور از گردنهها
بعد آن موقع اهلبیت به ما میگویند – در تعبیر همین آیه سوره بلد که میفرماید ﴿فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ﴾ – اینها از گردنه نتوانستند عبور کنند. میفرمایند: «الْعَقَبَةَ وَلَايَتِنَا أَهْلَ الْبَيْت»: اگر گردنه اصلی را میخواهی راحت رد کنی، ولایت اهلبیت به تو کمک میکند که تمام گردنههای زندگی را رد کنی.
این معنایش این نیست که من خودم را یک عزیز کرده، تافته جدا بافته از همه انسانها بدانم و بگویم: شیعه علی هستم، بعد بگویم: هر کاری کردم، چون شیعه علی هستم، از همه گردنههای قیامت رد میشوم. چه کسی این را گفته؟
معنای این روایات این است که ولایت علیبنابیطالب (علیهالسلام) و محبت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) با دل انسان کاری میکند که این دل نرم میشود، اخلاق آرام میشود و مهربان میشود. وقتی عصبانی میشوم، محبت حسین (علیهالسلام) غضب من را فرو مینشاند. «و الکاظمین الغیظ بحبّ الحسین»: معنای اینکه فرمودند ولایت اهلبیت پل صراط را آسان میکند برای انسان، معنایش این است.
معنیاش بیعدالتی در دستگاه حساب و کتاب خدا نیست. اینکه چون من در خانواده شیعه به دنیا آمدم، چون پدر و مادرم شیعه بودند، من میروم بهشت؛ و آنکه در خانواده مسیحی به دنیا آمده، چشمش کور، میخواست آنجا به دنیا نیاید، آن نمیرود بهشت – چه کسی این را گفته؟ این با کدام عدالت سازگار است؟ شما خدا را چطوری تعریف کردهاید؟ چرا بخل دارید در رحمت خدا؟
آن هم اگر به عشق مسیح انسان خوبی بشود، آن هم از گردنهها رد میشود. مهم این است که انسان خوبی بشویم. محبت اهلبیت و عشق اباعبدالله الحسین (علیهالسلام)، اکسیر خوب شدن در زندگی است. آن است که میتواند ما را به بهترین درجات و بهترین اخلاقها برساند.
بعدی: از خودخواهی تا خداخواهی
قبلی: پل صراط
مطلب فوق در تاریخ 7/11/2025 در کتابخانه بنیاد امام علی (ع) منتشر شده است