بسیاری از ما بارها این جملهٔ معروف را به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) شنیدهایم که آن حضرت دربارهٔ نوهٔ عزیز خود چنین فرمودهاست:
اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَةُ الْنِّجاة.
بهراستی حسین، چراغ هدایت و کشتی نجات است.
اگر به معنای گسترده و عمیق این جمله بیشتر فکر کنیم، درمییابیم موضوع بسیار مهمی در آن مطرح شده و برای نشان دادن اهمیتش، تشبیهی در حد نجات یافتن از غرق شدن در آن بهکار رفته است. هدف از چنین تعبیری این است که بدانیم شرایط ما در زندگی بهگونهای است که همواره در معرض خطر گم شدن و غرق شدنیم و باید تلاش کنیم خود را از این تهدید نجات دهیم؛ لذا به چراغی برای یافتن راه و کشتی ایمنی برای نجات از نابودی نیازمندیم.
البته این جمله دقیقاً با همین الفاظ در کتابهایی که منبع حدیث شمرده میشوند نقل نشده؛ ولی محتوای آن را میتوان با تعابیر دیگری در این منابع به دست آورد و از این طریق نسبت به اصالت و اعتبار نقل چنین مضمونی اطمینان حاصل کرد.
اما باید توجه داشت که دقت به معنا و مفهوم این حدیث، مهمتر از بررسی سند و الفاظ آن است؛ زیرا در این زمینه ابهام و مشکل بیشتری وجود دارد و متأسفانه برداشتهایی از آن در میان برخی از شیعیان رواج یافته که شبیه باور کسانی است که خود را پیروان حضرت عیسی (علیهالسلام) مینامند. همانگونه که آنان میگویند مسیح به صلیب کشیده شد تا موجب نجات بشریت شود، اینان نیز سفینهٔ نجات بودن امام حسین (علیهالسلام) را به این معنا میدانند که آن حضرت به شهادت رسید تا فدیهای برای دوستدارانش باشد و بدین وسیله گناهان آنها بخشیده شود. براینمبنا، آنها معتقدند اگر خطایی مرتکب شویم، ولی پس از آن برای امام حسین (علیهالسلام) سوگواری کنیم، مشمول لطف و بخشش الهی خواهیم شد.
برای فهم بهتر مقصود این روایت و آشنایی با یکی از موضوعات مهم قرآنی و حدیثی، لازم است ابتدا به پرسشهای متعددی پاسخ دهیم. پرسشهای مهمی چون:
آیا «کشتی نجات» بودن امام حسین (علیهالسلام)، واقعاً از ویژگیهای خاص آن حضرت و حقیقتی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و اهلبیت (علیهمالسلام) به آن اشاره کردهاند؟ مگر ایشان در مقایسه با امامان دیگر از چه امتیازی برخوردار بودهاند که این توصیف فقط برای ایشان ذکر شده است؟ آیا احادیث بیانگر این موضوع، با آموزههای قرآنی هماهنگی دارد؟ آیا در قرآن نیز میتوان اثری از وسیلهٔ نجات بودن امام حسین (علیهالسلام) بهدست آورد؟ اساساً قرآن چه موضوعی را عامل نجات انسان میداند؟ مفهوم نجات در قرآن و ادیان دیگر چیست؟ ما از چهچیزی باید نجات پیدا کنیم؟ کیفیت و شیوهٔ دستیابی به این نجات چگونه است؟ آیا منظور از نجات، رهایی از مشکلات زندگی، شفای بیماریها و رفع حاجتهاست؟ و پرسشهای دیگری که پس از تأمل در این موضوع به ذهن میرسد.
در این مجموعه به بررسی چنین پرسشهایی خواهیم پرداخت و برای یافتن پاسخی که قرآن و عترت به آنها دادهاند، تلاش خواهیم کرد تا شناختمان را نسبت به این موضوع مهم و کاربردی افزایش دهیم و از این طریق، از توسل، عزاداری و ابراز محبتهایی که به آن حضرت انجام میدهیم بهرهٔ بیشتری ببریم.
مقام والای حسین (علیهالسلام)
نخستین گام در این مسیر این است که نسبت به جایگاه والای معنوی آن حضرت، شناخت بیشتری بهدست آوریم. براساس آنچه در برخی منابع حدیثی نقل شده، امام رضا (علیهالسلام) به نقل از پدرانشان از امام حسین (علیهالسلام) روایت کرده است زمانی که کودک خردسالی بودم، خدمت رسولالله (صلی الله علیه وآله) آمدم، در حالی که اُبَیّبنکعب نزد ایشان بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) تا مرا دید، شادمان شد و فرمود:
مَرْحَباً بِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَا زَيْنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ.
خوش آمدی ای اباعبدالله، ای زینت آسمانها و زمین.
اُبَیّ از این سخن تعجب کرد و گفت: یا رسولالله! مگر کسی غیر از شما زینت آسمانها و زمین است؟ بر اساس این روایت، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در پاسخ او فرمود:
إنَّ الحُسَينَ بنَ عَليٍّ في السَّماءِ أكبَرُ مِنهُ في الأرضِ.
مقام حسین بن علی در آسمان، والاتر از مقام او در زمین است.
آری، جایگاه معنوی امام حسین (علیهالسلام) در نگاه آسمانیان، بسیار برتر از فضائلی است که در جمع زمینیان، دربارهٔ آن حضرت گفته و فهمیده میشود. همین عظمت و جایگاه ملکوتی است که موجب شده در برخی روایات، منزلت ایشان در پشت پردهٔ هستی اینگونه بیان شود که عبارت «مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاة» بهعنوان توصیف مقام آن حضرت، در سمت راست عرش خدا نوشته شده و اینگونه، نقش ایشان را در مسیر معنویت و قرب الهی برجسته ساخته است.[1]
منزلت سیدالشهداء (علیهالسلام) در میان اولیای الهی و پیشوایان دین بهگونهای است که برخی از اوصاف و فضائل مشترک آن بزرگواران، بهصورت خاص و با تأکید بیشتری دربارهٔ ایشان مطرح میشود. از جملهٔ این ویژگیها، همین نجاتبخش بودن است. به این معنا که اگرچه همهٔ اهلبیت (علیهمالسلام) بهعنوان کشتی نجات و راه رهایی از نابودی معرفی شدهاند، اما در متون دینی، از نجاتبخش بودن امام حسین (علیهالسلام) با تأکید بیشتری سخن به میان آمده است.
یکی از روایاتی که دربارهٔ نجاتبخش بودن همهٔ امامان اهلبیت (علیهمالسلام) سخن میگوید، حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است که فرمود:
إنّما مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فيكم كسفينة نوح. مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هلك.[2]
داستان خاندان من در میان شما، همچون داستان کشتی نوح است. هرکس بر آن سوار شد، نجات یافت و هرکس آن را ترک کرد، نابود شد.
در این حدیث نورانی، خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله) به کشتی نوح تشبیه شدهاند؛ زیرا قرآن کریم سوار شدن بر آن کشتی را در داستان طوفان بهعنوان تنها راه نجات از عذاب ذکر میکند:
﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ.﴾ ﴿العنكبوت: ١٥﴾
پس او را و اهل کشتی را نجات بخشیدیم و آن را نشانهای برای جهانیان قرار دادیم.
براساس حدیث سفینه، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) همان جایگاه و نقشی را که کشتی نوح در آن جریان ایفا کرد، برای همهٔ اهلبیت خود ذکر میکند. بااینحال آن حضرت در جایی دیگر امام حسین (علیهالسلام) را بهصورت خاص دارای چنین جایگاهی میداند و کشتی نجات معرفی میکند. آن حضرت در احادیثی مشابه، با تعبیر «باب نجاة الأمة»[3] یعنی درگاه نجات همهٔ امت اسلامی معرفی شده است.
با کنار هم قرار دادن این احادیث، میتوان نتیجه گرفت که حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام) در میان اهلبیت (علیهمالسلام) از جایگاهی ویژه و مقامی خاص برخوردارند و باوجوداینکه همهٔ امامان، نجاتبخش و موجب سعادتاند، ولی آن حضرت بهگونهای متفاوت، نجات و سعادت گروهی از مؤمنان را تضمین میکند.
در بعضی از منبرها و مداحیها برای بیان و توضیح این خاص بودن، عبارتی خوانده میشود که درحقیقت، حدیث نیست؛ بلکه مرحوم شیخ جعفر شوشتری این مطلب را از قول خودش در کتاب «خصائص الحسینیه» بیان میکند و میگوید:
کُلُّنا سُفُنُ النجاةِ ولکِنْ سفینةُ جَدّي الحُسین أَوْسَعُ وفی لُجَجِ البحار أسْرَعُ.
همهٔ ما کشتیهای نجاتیم، اما کشتی جدّم حسین (علیهالسلام) از همه وسیعتر و در دریاهای پرتلاطم، سریعتر است.
برای پیبردن به درستی این مطلب، فقط کافی است قضاوت را به وجدان خود بسپاریم و به همین نکتهٔ ساده فکر کنیم که چرا حتی برخی از ارامنه و یهودیان به امام حسین (علیهالسلام) متوسل میشوند و برای ایشان نذر میکنند؟ چنین باور و رفتاری چه معنایی دارد؟ آیا اینگونه واقعیتها نمایانگر وسیعتر بودن سفینهٔ سیدالشهداء (علیهالسلام) نیست این حقیقت را آشکار نمیسازد که کشتی نجات آن حضرت، افراد بیشتری را در خود جای میدهد؟
وسعت این کشتی تا جایی است که هر کس در قلبش آثاری از سلامت، عشق و حقیقتطلبی وجود داشته باشد، همین که با شخصیت امام حسین (علیهالسلام) آشنا شود، احساس میکند او را با تمام وجودش دوست دارد و خود را در رابطهای نزدیک با آن حضرت میبیند؛ تا جایی که میتواند علاقه و توجه ایشان را نسبت به خودش، بهوضوح درک کند.
فراتر از زمان
موضوع نجاتبخش بودن سیدالشهداء (علیهالسلام) فقط برای معاصران آنحضرت، همراهان و عزاداران پس از شهادت ایشان نیست. در برخی روایات چنین نقل شده که انبیای الهی نیز برای امام حسین (علیهالسلام) سوگواری میکردند و به ایشان توسل میجستند.
روایات متعددی در منابع حدیثی وجود دارد که میگوید: امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در جریان جنگ صفین، مسیر لشکر نودهزارنفری خود را بهگونهای تغییر داد تا آنها را از کربلا عبور دهد. این جریان که مربوط به بیستوچهار سال قبل از حادثهٔ کربلاست، نشان میدهد حقیقت امام حسین (علیهالسلام)، حقیقتی فراتر از زمان و مکان است.
نجات و رحمت واسعه
زیربناییترین موضوع برای درک مفهوم «سفینة النجاة» شخصیتی چون امام حسین (علیهالسلام)، توجه به نجاتبخشی و رحمت واسعهٔ الهی است. زیرا اگر با این حقیقت عمیق قرآنی آشنا شویم، راز نقشآفرینی اولیای خاص خدا در این زمینه را بهتر در خواهیم یافت.
نجات، دارای معنایی نسبی است. زمانی که انسان از کمترین رنجها و سختیها رها میشود، حس نجاتیافتن دارد. مثلاً هر کس پس از تحمل گرمایی طاقتفرسا، با ورود به فضایی خنک، احساس میکند به نوعی نجات دست پیدا کرده است! به همین نسبت، وقتی مشکل بزرگتری را پشت سر میگذارد، احساس بهتری دارد و خود را در شرایط نجات بالاتری در نظر میگیرد. حال اگر به این مفهوم، در ابعاد وسیعتری در حد کل موجودات هستی توجه کنیم، به نکتهٔ بسیار مهمی پی خواهیم برد و آن، عاملی است که تکتک این موجودات را از دشواریها و مشکلاتی که آنها را تهدید میکند، نجات میبخشد. از نگاه قرآن کریم، این حقیقت متعالی، خداست که لحظهبهلحظه در حال نجات تمام ذرات وجود است:
﴿قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قُل لِّلَّهِ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ …﴾ ﴿الأنعام: ١٢﴾
بگو: «آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ کیست؟» بگو: «از آنِ خداست.» که مهربانی را بر خود مقرر داشته است.
اگر به معنای رحمت گستردهٔ الهی و هدایتی که در همهٔ هستی جریان دارد دقت کنیم، درمییابیم این مفهوم با آنچه که به آن نجاتبخشی میگوییم، تفاوتی ندارد. زیرا با توضیحی که ارائه شد، دانستیم رسیدن به هر خیر و کمالی، نوعی نجات بهشمار میآید و رها شدن از هر تنگنا و بدی، بهمعنای دریافت لطف و رحمت است. خدا در قرآن فرموده است: «رحمت را بر خودم واجب کردهام»؛ درحالیکه هیچ چیزی بر او واجب نیست و کسی نمیتواند از خدا مطالبهای داشته باشد. مفهوم این سخن پروردگار آن است که اقتضای رحمت بیانتهایش این است که قطعاً هرکس و هر چیزی را که شایستهٔ دریافت رحمت و نجات او باشد، برخوردار سازد. اینکه خدا در قرآن کریم بیان فرموده: «رحمتم همهچیز را در بر گرفته است.»، یعنی همهٔ ذرات وجود، از نجاتبخشی او بهرهمند میشوند. همانگونه که میفرماید:
﴿قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ﴾ ﴿طه: ٥٠﴾
گفت: «خداوندگار ما کسی است که به هر چیزی آفرینشش را عطا فرمود و سپس راهبری کرد.»
خدا هر آنچه را آفریده، از کهکشانها و کیهان بزرگ، تا ذرهذرهٔ سلولها و اتمها، لحظهبهلحظه نجات میبخشد؛ زیرا رحمت خود را شامل حالشان میکند. اگر رحمت الهی لحظهای قطع شود، هیچ چیزی باقی نمیماند. بهطور کلی میتوان گفت: هدایت خداوند یعنی نجاتبخشی او و رحمتش؛ هدایتی عام که تمام هستی را در بر گرفته است.
مولوی در مثنوی، با تعابیری زیبا این مفهوم را چنین بیان کرده است:
اصل نقدش داد و لطف و بخشش است / قهر بر وی چون غباری از غِش است
وی قصد دارد در این بیت توجه ما را به این نکته جلب کند که در واقع، خداوند دو صفت رحمت و غضب را همراه و در کنار هم ندارد؛ بلکه او سراسر رحمت است. قهر پروردگار مانند غباری است که مانع از رحمتش میشود. تمام آیات قرآن دربارهٔ عذابهای شدید، فقط به همان مانع و حجاب رحمت اشاره دارد. کسی که خودش را از این عشق و مهر بیانتها محروم کرده و گرفتار عذاب شده باشد، همین محروم ماندن از لطف و رحمت خدا برایش بسیار دردناک خواهد بود. چه چیزی میتواند رنجآورتر از این باشد که با همهٔ وجود درک کنیم خدایی بسیار مهربان داریم و او میخواهد لطفی بیپایان را نصیبمان سازد، ولی ما خود را از آن محروم ساختهایم؟
وی در ابیات بعد چنین ادامه میدهد:
از برای لطف عالم را بساخت / ذرهها را آفتاب او نواخت
گفت پیغامبر که حق فرموده است / قصد من از خلق احسان بوده است
آفریدم تا ز من سودی کنند / تا ز شهدم دستآلودی کنند
همهٔ ذرات هستی بر مبنای لطف و مهر بیانتهای خدا پدید آمدهاند و در هر لحظه با نور رحمت او نواخته میشوند. برهمیناساس، در متون دینی بر این نکته تأکید شده که آفرینش خدا برای رسیدن به هدف و مقصودی خاص نبوده است؛ چون خدا نیازی به چیزی ندارد و نمیخواهد به جایی برسد. او همهچیز را دارد و بینیاز مطلق است؛ بنابراین اگر میآفریند، فقط بهدلیل فیض بخشیدن و سود بردن مخلوقات است.
رحمت عام و رحمت خاص
رحمت الهی، رحمتی عام و جبری در سراسر پهنهٔ هستی است. جبری بودن آن، یعنی درهرصورت ذرات وجود، مشمول نجاتبخشی و لطف خدا میشوند. روش، میزان، شکل و کیفیت این رحمت نیز از قبل تعریف شده است.
﴿فَانظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا …﴾ ﴿الروم: ٥٠﴾
پس بنگر به آثار مهر خدا که چگونه زمین را پس از مرگش زنده میکند …
وقتی زمین بایر میشود و گیاهان میمیرند، دوباره رحمت خدا فرا میرسد. چگونه بار دیگر، رویش و رشد شکل میگیرد؟ برگی که جوانه میزند، درختی که شکوفا میشود، میوهای که به ثمر میرسد، در حال دریافت رحمت الهی است. فیض خداوند به همین صورت در وجود بخشیدن به موجودات، در قالبهای مختلف نمایانگر میشود.
اما این جلوه از رحمت الهی، رحمتی ناگزیر و از قبل تعیینشده است؛ درحالیکه مهربانی خدا محدودیت را برنمیتابد. او بینهایت مهربان است. رحمت او فقط به اندازهای نیست که درختان شکوفا شوند و بمیرند، میوهها برسند و تمام شوند، حیوانات رشد کنند و پروار شوند؛ بلکه او رحمتی بیحد و حصر نیز دارد که مهربانی خاص اوست.
رحمت عام خدا همهٔ هستی را در بر میگیرد. همهٔ اجزای هستی با همین مهر الهی برقرار مانده، به نقشآفرینی در این مجموعهٔ بیکران ادامه میدهند. کهکشانها و ستارهها نیز با مهربانی خدا در مدار خود حرکت میکنند. فرشتگان نیز با تکیه بر همین رحمت در عالم زیبای ملکوت، بدون هرگونه مشکل، از لطف خدا برخوردار و به تسبیح و تقدیس او مشغولاند؛ اما تمام این مخلوقات، مجبورند در همان مسیر تعیینشده حرکت کنند و نمیتوانند بیشتر از حدی که برایشان مقدر شده، تعالی یابند و رحمتی افزونتر را به دست آورند. در این میان، خدا از روی مهربانیاش، موجودی متفاوت به نام انسان را خلق کرده و آفرینش او را بهگونهای قرار داده است که اختیار داشته باشد و خودش مسیر حرکتش را انتخاب کند. اینجاست که هدایت و رحمت خاص خدا مطرح میشود؛ زیرا رحمتی است که میتوان آزادانه انتخابش کرد و به دستش آورد:
﴿… قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ﴾ ﴿يونس: ١٠٨﴾
از جانب خداوندگارتان حقیقت نزد شما آمده است؛ پس هرکس راه یابد، به سود خود راه یافته و هرکس گمراه شود، به زیان خود گمراه شده است و من عهدهدار امور شما نیستم.
هدایت خدا، یعنی رساندن بندگان به آن رحمت ویژه. اینگونه آیات در قرآن به انسان توصیه میکند از این فرصت استثنایی بهره بگیرد و با انتخاب درست، رحمتی بیانتها را برای خود برگزیند. فراهم شدن امکان این انتخاب یعنی باز بودن مسیر تعالی تا جایی که فرشتهها در برابر آن، احساس حقارت کنند و بر کسی که نیکی و خیر را بر شهواتش ترجیح داده، سجده کنند؛ و از سوی دیگر، پیدا شدن مجالی گسترده برای ظلم و فساد و جنایت، تا حدی که هیچ حیوان درندهای به گرد پای آن نرسد. و بدین سبب است که اینهمه ظلم و شر در عالم وجود دارد.
اینجاست که ضرورت راهنمایی و وجود هشدارهایی جدی در مسیر زندگی انسان بهتر آشکار میشود. موجوداتی که در مسیر تعریفشدهٔ خود، بهطور پیوسته رحمت خدا را دریافت میکنند، راه خطا نمیروند و به کمالی که خدا برای آنها تعیین کرده، میرسند؛ اما انسان، اختیار دارد و همواره در معرض آزمایشهایی دشوار قرار میگیرد تا بتواند به جایزهای بزرگ و رحمتی ویژه دست یابد. لذا اگر میل طبیعی او به شهواتش به حال خود رها شود، معلوم نیست در نهایت به رحمت ویژهٔ خدا خواهید رسید یا به عذابی سخت و دردناک؟! به خوشبختی خواهد رسید یا به بدبختی و شقاوت همیشگی؟!
ما گاهی چیزی را دوست داریم و آن را مفید و نجاتبخش به حساب میآوریم؛ حالآنکه عین گرفتاری ماست. مثلاً غذای چرب، شیرین و سرخشده را با میل و اشتهای فراوان میخوریم و تصور میکنیم در هر چیزی که مطابق اشتها، طبع و آسایش ظاهری ماست، رحمت وجود دارد؛ اما کسی که تخصص پزشکی داشته باشد تشخیص میدهد که چنین غذایی برای ما مضر است. قرآن دراینباره میگوید:
﴿وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾ ﴿البقرة: ٢١٦﴾
و چهبسا چیزی را خوش نداشته باشید، درحالیکه برای شما بهتر است و چهبسا چیزی را دوست داشته باشید، درحالیکه برای شما بد است؛ و خدا میداند و شما نمیدانید.
پیام رحمت، راهنمای نجات
با توجه به آنچه گذشت بهتر متوجه میشویم که چرا قرآن همواره پیام پیامبران و دعوت انبیا را هدایت و رحمت معرفی میکند:
﴿هَـٰذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾ ﴿الجاثية: ٢٠﴾
این بینشهایی است برای مردم، و راهبری و رحمتی برای گروهی که باور دارند.
این پیامهای آسمانی، جلوههایی از مهربانی و لطف خداوند است؛ همچون نسخههای پزشکی که با دقت و دلسوزی بیمارانش را از خوردن بعضی خوراکیها نهی میکند؛ چراکه او بهتر میداند چه چیزی به سود یا زیان آنهاست. واجبات و محرمات و دستورالعملهای دینی نیز توصیههایی رحیمانه است که با در نظر گرفتن خیر و صلاح انسان ارائه شده است. دعوت خدا به اقامهٔ نماز و دیگر عبادات، برای این نیست که سودی به او برسد؛ بلکه او میخواهد ما را پاک نگه دارد و از این طریق با او پیوند برقرار کنیم و در سایهٔ این ارتباط، به اوج و تعالی برسیم.
مولوی بهزیبایی بیان میکند که خدا اولیای خود، یعنی پیامبران و امامان را از عالم ملکوت به زمین آورد تا جلوهای از رحمت و هدایت او باشند:
زان بیاورد اولیا را بر زمین / تا کندشان رحمة للعالمین
این بزرگان، نماد محبت الهی هستند و حضورشان برای این است که انسان را به رستگاری و رحمت ویژهٔ پروردگار برسانند. پیام حضور آنان، تجلی محبت و هدایت خدا به بندگانش است. لذا در ادامه میگوید:
خلق را خواند سوی درگاه خاص / حق را خواند که وافر کن خلاص
اولیای خدا چنیناند: از یک سو پیوسته مردم را بهسوی رحمت الهی فرا میخوانند و از سوی دیگر، بیوقفه از خدا طلب بخشش و آمرزش برای آنان دارند:
جهد بنماید ازین سو بهر پند / چون نشد گوید خدایا در مبند
رحمت جزوی بود مر عام را / رحمت کلی بود همام را
بیان کردیم خدا رحمتی عام دارد که ذرهذرهٔ وجود از آن بهرهمند میشوند. تعبیری که مولوی برای این رحمت عمومی به کار میبرد، «رحمت جزئیه» است؛ زیرا تمام اجزای وجود را در بر میگیرد. ولی تأکید او بر این است که باید بکوشیم تا به رحمت خاص الهی دست یابیم، رحمتی که مولوی از آن به «رحمت کل» تعبیر میکند.
او میگوید شکوفایی یک گل، رسیدن یک میوه و دستیابی دیگر موجودات به کمالات، امری پسندیده و نیکوست؛ اما رحمت اصلی و مهمتر، رحمت کلی خداوند است؛ همان رحمتی که افراد خاص، بر مبنای تلاش و انتخاب درست، به آن میرسند. بههمیندلیل، آن را «رحمت خاص» نامیدیم.
رحمت جزوش قرین گشته بهکُل / رحمت دریا بود هادی سُبُل
گل، آن رحمت جزئی را دریافت کرده و اینگونه زیبا و خوشبو شده، اما رحمت اصلی و مهربانی ویژهٔ خدا را باید با انتخاب راه درست و پیروی از آموزههای پیامبران به دست آورد. اینجاست که درمییابیم چرا انبیا میگفتند: «ما آمدیم شما را نجات بدهیم»:
﴿وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ﴾ ﴿غافر: ٤١﴾
«و ای قوم من، مرا چه میشود که شما را به نجات میخوانم و شما مرا به آتش میخوانید؟»
یعنی آنها انسانهایی سرشار از عشق و محبت بودند که بهدنبال افراد بیشتری میگشتند تا نجاتشان دهند؛ اما وقتی با مقاومت و مخالفت آنها مواجه میشدند، میگفتند: ما برای نجات شما آمدهایم، ولی شما میخواهید ما را به سمت آتش ببرید.
این رحمت خاص، همان چیزی است که در ادیان مختلف با تعبیرهای گوناگونی بدان اشاره شده است: بهشت، کمال مطلق، فنا، وصال یا لقاء خدا. نامها و تعابیر، ممکن است متفاوت باشند؛ اما نکتهٔ اصلی این است که درک کنیم خدا مهربان است، هستی بر پایهٔ عشق و رحمت جریان دارد و هدف او نجات ماست.
اکنون با توجه به تفاوت رحمت عام و خاص خدا و نقش اولیای او در این زمینه، بهتر دریابیم که «سفینة النجاة» بودن امام حسین (علیهالسلام) به چه معنایی است. سیدالشهداء (علیهالسلام) با فداکاری و سلوک معنوی خود، مسیری ویژه را برای رشد واقعی و برخورداری از رحمت خاص خدا گشوده و در جستجوی کسانی است که در این مسیر قرار میگیرند، تا آنها را نجات دهد و زمینهٔ رسیدنشان به این مهرورزی مخصوص را فراهم آورد.
بعدی: بهشت، نماد رحمت خاص الهی
قبلی: پیشگفتار
مطلب فوق در تاریخ 15/9/2025 در کتابخانه بنیاد امام علی (ع) منتشر شده است
[1] . عيون الأخبار، ج ۱، ص ۵۹ و کمال الدین، ج ۱، ص ۲۶۴.
[2] . این حدیث در بسیاری از منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است؛ تا جایی که گفته شده آن را بیش از صد عالم اهل سنت نقل کردهاند که از جملهٔ آنها میتوان به أحمد بن حنبل در کتاب مسندش، حافظ أبو نعيم اصفهانی در حلية الأولياء، ابن عبد البرّ در الإستيعاب، محمّد بن طلحة الشافعی در مطالب السؤول، ابن أثير در النهاية و سبط ابن جوزی در التذكرة اشاره کرد.
[3] . بشارة المصطفی (ص)، ج ۱، ص ۱۹۷ و الأمالی (للصدوق)، ج ۱، ص ۱۱۲.