کوثر و حکمت الهی
گفتیم کوثر در لغت به معنی خَیر کثیر است و خداوند خیر کثیری را در وجود پیامبر و اهل بیت قرار داده است. در روایات از این حقیقت به حوض کوثر و نهر کوثر تعبیر شده است. این همان حوضی است که در حدیث ثقلین پیغمبر فرمود:
كِتابُ اللّه ِ حَبْلٌ مَمْدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأرضِ، و عِتْرَتي أهلُ بَيْتي، ألاَ و إنَّهُما لَن يَفْتَرِقا حتّى يَرِدا علَيَّ الحَوضَ (بحار الأنوار : ۲۳ / ۱٠۶ / ۷)
«كتاب خدا كه ريسمانى است از آسمان به زمين كشيده و عترت و خاندان من بدانيد كه اين دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا كنار حوض [كوثر] نزد من آيند.»
برای شناخت بیشتر معنای کوثر که خیر کثیر است، در قرآن جستجو کردیم تا ببینیم آیا خیر کثیر در قرآن معرفی شده است یا نه؟ در این جستجو این آیه یافت شد:
﴿يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ﴾ ﴿البقرة: ٢٦٩﴾
«به هر کس بخواهد حکمت عطا میکند و هر کس حکمتش دهند قطعاً خیر فراوانی به او دادهاند و جز صاحبدلان حواسّ خود را جمع نمیکنند.»
قرآن میگوید خیر کثیر همان حکمت است. اگر خدا به کسی حکمت بدهد، به او خیر کثیر داده است. آیا میتوانیم بگوییم کوثر یعنی حکمت؟ و آیا حکمت ربطی به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و اهل البیت پیدا میکند؟
در تفسیر این آیه امام صادق (علیهالسلام) میفرماید:
فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً فَقَالَ طَاعَة اللَّهِ وَ مَعْرِفَة الْإِمَامِ. (المحاسن، ج ۱، ص ۱۴۸)
خیر کثیر یعنی اطاعت از خدا و معرفت امام زمان. هرکس امام زمان خودش را بشناسد، خیر کثیر به دست آورده است.
در روایت دیگری از امام صادق (علیهالسلام):
فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً قَالَ مَعْرِفَة الْإِمَامِ وَ اجْتِنَابُ الْکَبَائِرِ الَّتِی أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَیْهَا النَّارَ. (الکافی، ج ۲، ص ۲۸۴)
خیر کثیر نصیب کسی میشود که امام زمان خودش را بشناسد و از گناهان بزرگی که خدا میگوید موجب آتش جهنم است اجتناب کند.
علی بن ابراهیم در تفسیر قمی میگوید:
الخَیْرُ الکَثِیرُ مَعْرِفَة أَمِیرِالمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ الأَئِمَّة (علیهمالسلام). (تفسیر القمی، ج ۱، ص ۹۲)
خیر کثیر یعنی معرفت امیرالمؤمنین، معرفت اهلالبیت، معرفت فاطمه زهرا (سلام الله علیها).
کتاب و حکمت در قرآن
ممکن است پرسیده شود که چرا در این روایات حکمت به معرفت امام تفسیر شده است. برای پاسخ به این پرسش باید به آیات قرآن مراجعه کنیم. در قرآن آیات متعددی داریم که کلمه کتاب در کنار کلمه حکمت آمده است:
﴿وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾ ﴿البقرة: ٢٣١﴾
خدا بر شما هم کتاب نازل کرده هم حکمت نازل کرده.
﴿وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُن تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا﴾ ﴿النساء: ١١٣﴾
نه فقط برای مسلمین، بلکه انبیاء گذشته هم همینطور بودند. در سوره مائده آیه ۱۱۰:
﴿إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَىٰ وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ﴾ ﴿المائدة: ١١٠﴾
به حضرت عیسی بن مریم خدا میگوید من به تو کتاب و حکمت تعلیم کردم.
در سوره آل عمران:
﴿وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ﴾ ﴿آل عمران: ٤٨﴾
در سوره بقره نیز خداوند خطاب به مؤمنین میفرماید:
﴿لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ﴾ ﴿آل عمران: ١۶٤﴾
﴿رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴾ ﴿البقرة: ١٢٩﴾
﴿كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ﴾ (بقره: ۱۵۱)
حکمت و اتمام نعمت
نکته مهمی که باید به آن توجه کرد، ارتباط تعلیم کتاب و حکمت با اتمام نعمت خداست. خدا میگوید میخواهم نعمت را بر تو پیغمبر تمام کنم. چطور؟ همانطوری که تو را پیغمبری قرار دادم که تعلیم کتاب و حکمت میکند. انبیاء سابق تعلیم کتاب و حکمت به کسی نمیکردند – خودشان فقط کتاب و حکمت داشتند و مردم باید از آنها پیروی میکردند. ولی این اتمام نعمت است که پیغمبر ما تعلیم کتاب و حکمت میکند.
به تعبیر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این اتمام نعمت یعنی انتقال هدایت از یک شخص به یک مسیر ابدی و دائمی – همان وعدهای که خدا در سوره فتح به پیغمبر داد:
﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا﴾ (فتح: ۱و ۲)
خدا وعده داد به نبی اکرم که میخواهم نعمتم را بر تو تمام کنم. نعمت خدا چه وقت تمام شد بر پیغمبر؟ در سوره مائده میبینیم:
﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَٰلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا﴾ (مائده: ۳)
در روز غدیر خم نعمت تمام شد. اتمام نعمت یعنی آن خط هدایت مستمر الهی تعیین و منتقل شد. یهود متوقع بودند که با مرگ پیامبر این خط منقطع شود.
ممکن است پرسیده شود چرا این آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ﴾ در میان آیات مربوط به حرمت میته و خون و گوشتهای حرام آمده است؟ چه ارتباطی دارد به ولایت و ولایت امیرالمؤمنین؟ اگر آیات قبل و بعد را بخوانیم میبینیم که دعوای پیغمبر با یهود است – یهودیانی که خودشان را مبنای علم صحیح میدانستند و میگفتند این حرام، این حلال، آن حرام، آن حلال. خدا میگوید این حرفها نیست، شما حق ندارید حلال و حرام تعیین کنید، من خدا تعیین میکنم و حالا کسی را قرار دادم که دیگر حلال و حرام را تا قیامت به شما بگوید.
حکمت در کلام اهل بیت
حالا متوجه میشویم که حکمت یعنی چه – حکمت یعنی علم صحیح. امام صادق (علیهالسلام) میفرماید:
إِذَا أَرَدْتَ الْعِلْمَ الصَّحِیحَ فَخُذْ عَنْ أَهْلِ الْبَیْتِ فَإِنَّا رَوَیْنَاهُ وَ أُوتِینَا شَرْحَ الْحِکْمَة وَ فَصْلَ الْخِطَابِ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَانَا وَ آتَانَا ما لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِین. (بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۵۸)
حکمت و فصل الخطاب به ما داده شده است.
حکمت یعنی علم قطعی، علم بدون خطا. علم همه علما و همه فقهای محترم ممکن است خطا داشته باشد، اما علم فقط افراد خاصی است که هرچه میگویند قول الله است، هرچه میگویند عین حکم الله است.
رسول الله فرمود:
مَنْ أَرَادَ الْحِکْمَةَ فَلْیُحِبَ أَهْلَ بَیْتِی. (تفسیر القمی، ج۱، ص۹۲)
امام رضا (علیهالسلام) فرمود:
إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ یُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ وَ یُؤْتِیهِمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَ حِکَمِهِ مَا لَا یُؤْتِیهِ غَیْرَهُمْ فَیَکُونُ عِلْمُهُمْ فَوْقَ عِلْمِ أَهْلِ الزَّمَانِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ وَ قَوْلِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً. (الکافی، ج۱، ص۲۰۱)
خدا علم خاصی به انبیاء و به ائمه میدهد – آن علم خاص علمی است که در آن خیر کثیر است، چون حکمت یعنی خیر کثیر.
﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ یعنی چه؟ یعنی یا رسول الله، ما به تو حکمت، منبع حکمت، استمرار حکمت، ﴿يُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾ را دادیم. پس ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ یعنی این حکمت نصیب تو شد.
معنای «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ»
﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ﴾ – «صَلِّ» یعنی نماز بخوان، «وَانْحَرْ» یعنی قربانی کن. نحر برای گرانترین قربانی که شتر است به کار میرود.
ارتباط ﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ﴾ به ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ چیست؟ معمولاً در تفاسیر میگویند خدا نعمتی داده به پیغمبر و گفته در ازای این نعمت شکر کن – «صَلِّ وَانْحَرْ». ولی با توجه به نکتههایی که توضیح داده شد، چیز بیشتری به نظر میرسد.
قرآن در مورد خاصیت خاص امام اینطور میگوید:
﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ﴾ ﴿الأنبياء: ٧٣﴾
«و آنها را امامانی قرار دادیم که با امر ما راهبری میکنند و انجام خوبیها برپا داشتن نماز و دادن زکات را به آنها وحی کردیم و عبادتکنندگانی برای ما بودند.»
امام کیست؟ امام کسی است که از یک طرف متصل به الله است و از طرف دیگر متصل به مردم است. اتصال به الله صلات است و اتصال به مردم زکات.
«فَصَلِّ وَانْحَرْ» به این معنا است که وقتی خدا میگوید ما به تو کوثر دادیم، «فَصَلِّ وَانْحَرْ» یعنی حالا تو مقام امامت داری. مقام امامت، مقام صلات و زکات است. «صَلِّ وَانْحَرْ» یعنی رابطهات را با خدا تقویت کن، رابطهات را با مردم تقویت کن، به مردم رسیدگی کن، واسطه بین الله و بین مردم باش.
همانطوری که در آیه دیگری میفرماید:
﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ ﴿المائدة: ٥٥﴾
«جز این نیست که سرپرست شما خدا و فرستادهٔ او و کسانیاند که ایمان آوردهاند، آنها که نماز را بر پا میدارند و در حالی که در رکوعاند زکات میدهند.»
«فَصَلِّ وَانْحَرْ» یعنی صلات و زکات. «صَلِّ وَانْحَرْ» یعنی شایستگی و لیاقت مقام امامت با صلات و زکات به دست میآید. کسی که رابطه خودش را با خدا مستحکم کرده و رابطه خودش را با مردم به گونهای کرده که رسیدگی به مردم میکند، در عین رکوع، در عین تسلیم الله بودن، میتواند ولی مؤمنین باشد.
﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ – ما این مقام را به تو دادیم و به نسل تو دادیم، به اهل بیت تو دادیم.
کوثر و نسل پیامبر
﴿إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ﴾ – خدا وقتی میگوید دشمن تو مقطوع النسل است و تو نسل کوثر داری، این نسل به کجا رسیده است؟
بنیامیه و بنیعباس تا توانستند ذراری حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به قتل رساندند. یک موردش فقط عاشورا بود که چه تعداد از اهل بیت را کشتند. بعد از آن هر کس را میدیدند از نسل اهل البیت است میکشتند. اما امروز بالای یکصد میلیون فقط سید رسمی وجود دارد. هیچ کشوری در دنیا نیست که در آن سید نباشد – فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) در همه جا هستند.
طبق قرآن اثبات میشود که نسل از طریق مادر هم منتقل میشود و نسل رسول الله از طریق حضرت زهرا (سلام الله علیها) منتقل شده است. بنابراین کسانی که مادرهایشان سید بودهاند، سید هستند. ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾.
بعضی بزرگان میگفتند روزی میآید در این عالم که جز بچههای حضرت زهرا (سلام الله علیها) کسی نیست. ولی ﴿إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ﴾ – دشمنی که میگفتند عاص بن وائل بود، پدر عمروعاص، چون پیغمبر پسر نداشت تیکه انداخت و گفت این ابتر است، نسلش ادامه ندارد. خدا میگوید او ابتر است – آیا الان نسلش باقی مانده؟
بعدی: زندگی عالمانه
قبلی: خیر کثیر
مطلب فوق در تاریخ 9/2/2026 در کتابخانه بنیاد امام علی (ع) منتشر شده است.