Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

خیر کثیر

نکته‌ای درباره کلمات سوره کوثر

یک نکته جالب در سوره کوثر این است که تمام کلمات این سوره ـ یعنی کلماتی که مفهوم خاص دارند، مثلاً «إِنَّا» و «إِنَّ» و «وَ» اینها که چسبیدند به کلمه خودشان ـ تمام کلمات فقط یک بار در قرآن به کار رفته. یعنی «أَعْطَيْنَاكَ»، «الْكَوْثَرَ»، «فَصَلِّ»، «لِرَبِّكَ» و «وَانْحَرْ». هیچ‌کدام از این کلمات در قرآن تکرار نشده و این باز یک سری از اسرار سوره کوثر است.

 

عطای با حساب و بی‌حساب

بعد در رابطه با «أَعْطَيْنَا» توضیح دادیم که خداوند در سوره ضحی وعده یک عطایی به پیغمبر داده بود:

﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ﴾ ‎﴿الضحى: ٥﴾

«و قطعاً خداوندگارت به تو عطا خواهد کرد و راضی خواهی شد.»

آن عطایی که در سوره ضحی وعده داده شد، در سوره کوثر منجّز شد: «أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَر».

بعد گفتیم: خدا وقتی که به پیغمبر خودش عطایی می‌کند، چنانکه به سلیمان فرمود:

﴿هَـٰذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾ ‎﴿ص: ٣٩﴾‏

«این عطای ماست، پس بی‌حساب منت بگذار یا نگه دار.»

عطای خدا به پیغمبر، به رسول، به او قوت و اختیار، عطای بی‌حساب می‌دهد. در حالی که خدا جزای خودش را به متّقین، عطای با حساب، حساب می‌کند. وقتی در سوره نبإ می‌فرماید:

﴿إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا وَكَأْسًا دِهَاقًا لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا﴾ ‎﴿النبإ: ٣١ تا ٣٦﴾

«مسلماً پرهیزگاران را رستگاری است: باغچه‌ها و تاکستانها، و دخترانی همسال با سینه‌های برجسته، و پیاله‌های لبالب. در آنجا نه بیهوده‌ای شنوند، و نه [یکدیگر را] تکذیب [کنند]. [این است‌] پاداشی از پروردگار تو، عطایی از روی حساب.»

ولی وقتی خدا یک عطایی را به نبی‌اش داد، می‌گوید: ﴿فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾.

 

معنای لغوی «کوثر»

این چه عطایی بود؟ حالا می‌رسیم به کلمه «کوثر». کوثر یعنی چه؟

ببینید، مفهوم کلمه کوثر در لغت به معنای خیر کثیر است: «الكَوْثَرُ: السيد الكثير الخير». در لسان‌العرب توضیح جالبی داده، می‌گوید: وقتی می‌گویند «رجلٌ كَوْثَرٌ: كثير العطاء والخير» یک انسان کوثر یعنی انسانی که خیر فراوان و کثیر دارد.

حتی گرد و غبار زیاد را هم عرب به آن می‌گوید: «الكَوْثَر: الكثير الملتف من الغبار إِذا سطع وكَثُرَ».

پس مفهوم لغوی کوثر یعنی خیر فراوان. خود کثیر اصلاً «كَثُرَ» یعنی زیاد، ولی کوثر مبالغه در کثرت است، خیلی خیلی زیاد..

 

مصادیق کوثر در تفاسیر

این مفهوم است، ولی این ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ خدا به پیغمبر می‌گوید: من به تو یک خیر فراوان دادم. این خیر فراوان چه چیزی است؟ مصداقش چه چیزی است؟

در تفاسیر مصادیق فراوان ذکر شده. شاید جامع‌ترین جایی که همه احتمالات را آورده، فخر رازی در تفسیر کبیرش هست. پانزده احتمال آورده: نهر در بهشت، حوض کوثر، ذریه رسول ‌الله، علمای امت، نبوت، قرآن، اسلام، کثرت اتباع، فضایل رسول ‌الله، ذکر جمیل رسول ‌الله، علم، خُلق حَسن رسول ‌الله، مقام محمود یا شفاعت، سوره کوثر خود همان خیر کثیر است، یا کل نعمت‌هایی که خدا به پیغمبر داده.

می‌گوید: اینها همه‌ احتمالاتی است که در مورد معنی کوثر ذکر شد. کدام احتمال اقواست؟ کدام را باید اختیار کنیم؟

باز ما می‌رویم سراغ روایات، اهل‌البیت کوثر را چطوری معنا کردند؟

 

کوثر؛ نهری در بهشت

در روایات که مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم تقریباً همه روایاتی که راجع به توضیح کوثر آمده، گفتند: کوثر نهری است در بهشت. می‌گوید:

عَنِ الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌أَعْیَنَ أَخُو مَالِکِ ‌بْنِ‌أَعْیَنَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ الرَّجُلِ لِلرَّجُلِ جَزَاکَ اللَّهُ خَیْراً مَا یَعْنِی بِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ خَیْراً نَهَرٌ فِی الْجَنَّة مَخْرَجُهُ مِنَ الْکَوْثَرِ وَ الْکَوْثَرَ مَخْرَجُهُ مِنْ سَاقِ الْعَرْشِ عَلَیْهِ مَنَازِلُ الْأَوْصِیَاءِ وَ شِیعَتِهِمْ عَلَی حَافَتَیْ ذَلِکَ النَّهَرِ جَوَارِی نَابِتَاتٌ کُلَّمَا قُلِعَتْ وَاحِدَة نَبَتَتْ أُخْرَی سُمِّیَ بِذَلِکَ النَّهَرُ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی فِیهِنَّ خَیْراتٌ حِسانٌ فَإِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِصَاحِبِهِ جَزَاکَ اللَّهُ خَیْراً فَإِنَّمَا یَعْنِی بِذَلِکَ تِلْکَ الْمَنَازِلَ الَّتِی قَدْ أَعَدَّهَا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِصَفْوَتِهِ وَ خِیَرَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ.

می‌گوید: من از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم که وقتی می‌گویم «جَزَاکَ اللَّهُ خَیْراً» خدا خیرت بدهد، خیر یعنی چه بدهد؟ وقتی می‌گویم خدا خیر به تو بدهد، خیلی سؤال جالبی است. یعنی مثلاً پول به تو بدهد؟ مثلاً بلا دفع بشود؟ این خیری که می‌خواهیم «جَزَاکَ اللَّهُ خَیْراً» یعنی چه؟

حضرت فرمودند: خیر یک رودخانه‌ای در بهشت است. این نهر از حوض کوثر سرچشمه می‌گیرد، بیرون می‌آید. خود حوض کوثر از سقف عرش الهی، زیر سایه عرش الهی، می‌جوشد و بیرون می‌آید. تمام منزلت‌ها، درجات اوصیاء و شیعیان اوصیاء الهی در این نهر خَیر است.

دو طرف این رودخانه جاریه‌هایی می‌رویند. «جَوَارِی» را معمولاً ترجمه می‌کنند به دخترکان. در قرآن ﴿فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ﴾ در سوره الرحمن، شما در ترجمه‌های قرآن می‌بینید ﴿فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ﴾ را ترجمه کردند: در بهشت دخترکان خیلی خوشرو و زیبایی هستند.

ببینید، چون می‌فرماید: «کُلَّمَا قُلِعَتْ وَاحِدَة نَبَتَتْ أُخْرَی» هر کدام از اینها را که می‌کَنی، یکی دیگر جایش می‌آید. زن را که نمی‌کَنند که!

حالا این احادیث من امشب برای شما بخوانم، متوجه می‌شویم که اصلاً تعابیر بهشت، تعابیر آخرت، همه تعابیر مجازی است. حقایق مهمی در این عالم هست که فهمیدن این حقایق در حد ذهن کوچک ما نیست، بعد تشبیه می‌شود، مثال گفته می‌شود تا ما بفهمیم.

یک گل‌های زیبایی دو طرف این رود. اصلاً خود این رودخانه تشبیه است، چه برسد به آن گل‌های کنارش که می‌گوید هر کدام را که می‌کَنی، یکی دانه دیگر در می‌آید.

آن نهر گفتند نهر خیر به خاطر اینهاست. یعنی این گلهای دو طرف این نهر همه‌اش دارد خیر می‌روید، از آن خیرات حسان که در سوره الرحمن می‌گوید در بهشت خیرات حسان است. حالا شما مترجمین قرآن، مفسّرین قرآن، همه ترجمه کردند زن‌های زیبا. این روایت دارد به ما می‌گوید: نه، خیر است. خیر حالا آنجا جلوه می‌کند اینطوری.

می‌گوید: وقتی آدم‌ها به هم می‌گویند خدا خیرت بدهد، یعنی دارند می‌گویند این منازل به دستت بیاید، خیر آخرت به دستت بیاید.

 

توصیف نهر کوثر

حالا این خیر چه چیزی است؟ ببینید، باز حدیث دیگری در امالی طوسی:

لَمَّا نَزَلَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ قَالَ لَهُ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) مَا هُوَ الْکَوْثَرُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ نَهَرٌ أَکْرَمَنِی اللَّهُ بِهِ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) إِنَّ هَذَا النَّهَرَ شَرِیفٌ فَانْعَتْهُ لَنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ نَعَمْ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) الْکَوْثَرُ نَهَرٌ یَجْرِی تَحْتَ عَرْشِ اللَّهِ تَعَالَی مَاؤُهُ أَشَدُّ بَیَاضاً مِنَ اللَّبَنِ وَ أَحْلَی مِنَ الْعَسَلِ وَ أَلْیَنُ مِنَ الزُّبْدِ وَ حَصَاهُ الزَّبَرْجَدُ وَ الْیَاقُوتُ وَ الْمَرْجَانُ حَشِیشُهُ الزَّعْفَرَانُ تُرَابُهُ الْمِسْکُ الْأَذْفَرُ قَوَاعِدُهُ تَحْتَ عَرْشِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ ثُمَّ ضَرَبَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَدَهُ فِی جَنْبِ عَلِیٍّ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ قَالَ یَا عَلِیّ (علیه السلام) إِنَّ هَذَا النَّهَرَ لِی وَ لَکَ وَ لِمُحِبِّیکَ مِنْ بَعْدِی.

وقتی ﴿إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ﴾ نازل شد بر پیغمبر، این کوثر چه چیزی است که خدا می‌گوید ﴿إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ﴾؟ حضرت فرمودند: کوثر یک نهری است که خدا با آن من را تکریم کرده. توصیف کنید، چه نهر جالبی! یک نهری است که خدا پیغمبر خودش را با او تکریم کرده.

بله، یک رودخانه‌ای است، آبش از شیر سفیدتر، از عسل شیرین‌تر، از کف نرم‌تر. سنگ‌ریزه‌های این رودخانه یاقوت و زبرجد و مرجان است، مروارید است. علف‌های کنار این رودخانه زعفران است. خاک این رودخانه مشک ناب است. پایه‌هاش زیر عرش خداست.

پیغمبر دست زد به شانه علی، گفت: علی جان، این نهر برای دوستان من و تو و دوستان تو علی است.

 

ارتباط شفاعت و کوثر

امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: کوثر شفاعت است. پیغمبر می‌فرماید کوثر یک نهری در بهشت است که در حدیث قبل می‌گفت خیر یعنی تجلی خیر در آخرت، به صورت یک نهر است، به صورت آب است. ولی چه آبی؟

 

ساقی حوض کوثر

بعد حالا ساقی این حوض، ساقی این نهر کیست که این آب را می‌رساند به ما؟ ببینید، رسول ‌الله فرمود:

يَا عَلِيُّ إِنِّي سَأَلْتُ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ فِيكَ خَمْسَ خِصَالٍ فَأَعْطَانِي … وَ أَمَّا اَلرَّابِعَةُ فَإِنِّي سَأَلْتُهُ أَنْ تَسْقِيَ أُمَّتِي مِنْ حَوْضِي فَأَعْطَانِي.

من پنج چیز راجع به تو از خدا خواستم. حالا به آن چهار چیز کار نداریم. یکی این است: از خدا خواستم، خدایا ساقی حوض من علی (علیه‌السلام) باشد. خدا این را اجابت کرد.

یا در یک روایت دیگر می‌گوید:

یَا عَلِیُّ أَنْتَ أَخِی وَ وَزِیرِی وَ صَاحِبُ لِوَائِی فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة وَ أَنْتَ صَاحِبُ حَوْضِی مَنْ أَحَبَّکَ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ أَبْغَضَنِی.

تو صاحب حوض من هستی. صاحب اختیار حوض پیغمبر، علی (علیه‌السلام) است.

 

حوض کوثر و اهل ‌بیت

حالا حوض گفتیم معنی‌اش چه بود؟ گفتیم یعنی خیر. باز احادیث را بخوانیم. این حدیث در امالی صدوق است. رسول الله می‌فرمایند:

وَ أَنَا أَكْثَرُ اَلنَّبِيِّينَ تَبَعاً يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ لِي حَوْضٌ عَرْضُهُ مَا بَيْنَ بُصْرَى وَ صَنْعَاءَ فِيهِ مِنَ اَلْأَبَارِيقِ عَدَدُ نُجُومِ اَلسَّمَاءِ وَ خَلِيفَتِي عَلَى اَلْحَوْضِ يَوْمَئِذٍ خَلِيفَتِي فِي اَلدُّنْيَا فَقِيلَ وَ مَنْ ذَاكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ إِمَامُ اَلْمُسْلِمِينَ وَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ مَوْلاَهُمْ بَعْدِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ يَسْقِي مِنْهُ أَوْلِيَاءَهُ وَ يَذُودُ عَنْهُ أَعْدَاءَهُ كَمَا يَذُودُ أَحَدُكُمُ اَلْغَرِيبَةَ مِنَ اَلْإِبِلِ عَنِ اَلْمَاءِ ثُمَّ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً وَ أَطَاعَهُ فِي دَارِ اَلدُّنْيَا وَرَدَ عَلَى حَوْضِي غَداً وَ كَانَ مَعِي فِي دَرَجَتِي فِي اَلْجَنَّةِ وَ مَنْ أَبْغَضَ عَلِيّاً فِي دَارِ اَلدُّنْيَا وَ عَصَاهُ لَمْ أَرَهُ وَ لَمْ يَرَنِي يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ اِخْتَلَجَ دُونِي وَ أُخِذَ بِهِ ذَاتَ اَلشِّمَالِ إِلَى اَلنَّارِ.

من از بین انبیاء بیشترین پیرو را روز قیامت خواهم داشت. بیشترین کسانی که نجات پیدا می‌کنند، به درجات، به خیر، به آن حقیقتی که هدف خلقت است می‌رسند، اتباع نبی اکرم هستند.

من یک حوضی دارم، این‌قدر گسترده است که ابعادش از بُصری تا صنعا، این دو منطقه وسیع. کاسه‌هایی که از این آب:

﴿يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ﴾ ‎﴿مطففین: ٢٥ و ٢٦﴾

«از باده‌ای مُهر شده نوشانیده شوند. * [باده‌ای که‌] مُهر آن، مُشک است، و در این [نعمتها] مشتاقان باید بر یکدیگر پیشی گیرند.»

جرعه جرعه از آن آب می‌دهند، آدم مست می‌شود. می‌گوید: این‌قدر ابریق‌ها، آن ظرف‌های این شراب‌ها، آنجا فراوان، به اندازه ستاره‌های آسمان است.

آن کسی که کارگزار من است، جانشین من است، حوض آب، این حوض شراب، این حوض خیرات مجسم شده، تجلی یافته من که در صورت آب، صورت شراب، حالا هرچه می‌خواهید در حد درک دنیایی خودتان بگویید، تقسیم می‌کند، علی (علیه‌السلام) است.

علی (علیه‌السلام) کیست؟ خلیفه تو کیست؟ می‌گوید: دیدید که یک شتر غیر می‌خواهد بیاید آب بخورد، او را می‌رانند و اجازه نمی‌دهند؟ علی (علیه‌السلام) روز قیامت کسانی که دشمن اهل بیت باشند، از این حوض کنار می‌زند. کسی که دوستدار علی می‌زند باشد، با من، در درجه من، رسول ‌الله است. کسانی که دشمن علی می‌زند باشند، می‌کِشند، می‌برند، در آتش می‌اندازند.

 

معنای واقعی حوض کوثر

ما نمی‌خواهیم تعبیر فرقه‌ای و متعصّبانه‌ای ارائه دهیم. می‌خواهیم بگوییم: خدا ما را برای یک حقیقتی آفریده، به یک جایی می‌خواهد ما را برساند. یک شرابی، یک آبی که تمام وجود ما تشنه این آب است.

روز قیامت همه که محشور می‌شویم، تشنه‌ایم. همین‌طور که ما امروز در دنیا تشنه حقیقت هستیم، تشنه آگاهی هستیم، تشنه حکمت هستیم. قیامت تجلی این دنیاست، اتفاق جدیدی نمی‌افتد، حقایق این دنیا آشکار می‌شود.

همه در قیامت تشنه محشور می‌شویم، همه آب می‌خواهیم. می‌گوید: آن آب حقیقی آنجاست. کسی به این آب می‌رسد که از طریق اهل بیت، از طریق این حقیقت، از طریق اینها توزیع شده بین مردم.

 

حدیث ثقلین و حوض کوثر

این قضیه حوض کوثر در حدیث ثقلین که شیعه و سنی متواتر نقل کردند، متواتر است. یعنی اگر ما پنج حدیث داشته باشیم که قطعاً صددرصد هیچ‌کس شک در آن ندارد، شیعه و سنی، یکی حدیث ثقلین است.

حالا یک نقل آن که در کافی هست، این است که امیرالمؤمنین فرمود:

قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي آخِرِ خُطْبَتِهِ يَوْمَ قَبَضَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّ اَللَّطِيفَ اَلْخَبِيرَ قَدْ عَهِدَ إِلَيَّ أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ كَهَاتَيْنِ وَ جَمَعَ بَيْنَ مُسَبِّحَتَيْهِ وَ لاَ أَقُولُ كَهَاتَيْنِ وَ جَمَعَ بَيْنَ اَلْمُسَبِّحَةِ وَ اَلْوُسْطَى فَتَسْبِقَ إِحْدَاهُمَا اَلْأُخْرَى فَتَمَسَّكُوا بِهِمَا لاَ تَزِلُّوا وَ لاَ تَضِلُّوا وَ لاَ تَقَدَّمُوهُمْ فَتَضِلُّوا.

من دارم می‌روم، دو یادگار بین شما می‌گذارم: قرآن و عترت. اینها از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض به من برگردند.

یعنی چه در حوض به من برگردند؟ گفتیم: حوض، نهر، کوثر، تجلی آن حقیقتی است که ما را به آن هدف زندگی می‌رساند، هدف خلقت می‌رساند. پیغمبر می‌فرماید: من آمده بودم شما را برسانم. بعد از من، قرآن و اهل بیت شما را می‌رسانند. پس آن حوض تجلی قرآن و اهل بیت است.

بعد فرمود: این انگشت اشاره، انگشت شهادت، انگشت قسم، انگشت مُسَبِّحه هم به آن می‌گویند. پیغمبر این‌طوری کرد، بین این دو تا انگشت آورد، گفت: اینها از هم جدا نمی‌شوند. ببین خیلی جالب است: «وَ لاَ أَقُولُ كَهَاتَيْنِ» مثلاً نگفت که اینطوری نیستند، اینطوری هستند. یعنی چه؟ چون اگر می‌گفت اینطوری هستند، یعنی یکی‌اش بزرگتر است، یکی‌اش کوچکتر است، می‌شود بالاخره فرق گذاشت. می‌گوید: نه، دو تا را گذاشت کنار هم، گفت: اینطوری است. اینطوری نیست که یکی بر دیگری سبقت بگیرد. نه، قرآن و عترت با هم هستند، یکی است. تابع اهل بیت باشید، تابع قرآن باشید، از قرآن، از اهل بیت جلو نزنید، هدایت در اینهاست.

 

حوض اهل ‌بیت

امیرالمؤمنین می‌فرماید:

أنَا وَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَى اَلْحَوْضِ وَ مَعَنَا عِتْرَتُنَا فَمَنْ أَرَادَنَا فَلْيَأْخُذْ بِقَوْلِنَا وَ لْيَعْمَلْ بِأَعْمَالِنَا فَإِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ لَنَا شَفَاعَةٌ فَتَنَافَسُوا فِي لِقَائِنَا عَلَى اَلْحَوْضِ فَإِنَّا نَذُودُ عَنْهُ أَعْدَاءَنَا وَ نَسْقِي مِنْهُ أَوْلِيَاءَنَا وَ حَوْضُنَا مُتْرَعٌ فِيهِ مَثْعَبَانِ يَنْصَبَّانِ مِنَ اَلْجَنَّةِ أَحَدُهُمَا تَسْنِيمٌ وَ اَلْآخَرُ مَعِينٌ.

من و پیغمبر و عترتم در حوض هستیم. قبلاً گفتیم: امام باقر (علیه‌السلام) فرمود کوثر یعنی شفاعت. حالا الان می‌فرماید که سبقت بگیرید، برسید به حوض. همه‌اش یک حقیقت است. یعنی آن خیر، اگر کسی می‌خواهد به آن برسد، آن خیر حقیقی، اگر می‌خواهیم به آن برسیم، راهش قرآن و اهل بیت است. و این تجلی‌اش در قیامت به صورت یک آبی است که تو از او می‌نوشی، سرمست می‌شوی، به حقیقت می‌رسی.

این حوض ما لبالب پر آب است. سپس دو نهر در آن فرو‌می‌ریزند؛ دو شاخه آب بر آن روان است: یکی «تسنیم» و دیگری «معین».

 

چرا فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کوثر است؟

اینکه گفتند: حوض ما اهل ‌البیت، یعنی حوض فاطمه (سلام الله علیها) چون محور اهل بیت فاطمه (سلام الله علیها) است. تجلی اهل بیت اگر در یک شخص بخواهد بشود، می‌شود فاطمه (سلام الله علیها). اینها همه‌اش یک حقیقت است، بیان‌ها مختلف است.

 

شرط رسیدن به حوض کوثر

ابو ایوب انصاری می‌گوید: از رسول ‌الله پرسیدم:

عَنْ أَبِي أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيِّ : أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) سُئِلَ عَنِ اَلْحَوْضِ فَقَالَ: أَمَّا إِذَا سَأَلْتُمُونِي عَنْهُ فَأُخْبِرُكُمْ أَنَّ اَلْحَوْضَ أَكْرَمَنِي اَللَّهُ بِهِ، وَ فَضَّلَنِي عَلَى مَنْ كَانَ قَبْلِي مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ، وَ هُوَ مَا بَيْنَ أَيْلَةَ وَ صَنْعَاءَ ، فِيهِ مِنَ اَلْآنِيَةِ عَدَدُ نُجُومِ اَلسَّمَاءِ، يَسِيلُ فِيهِ خَلِيجَانِ مِنْ اَلْمَاءِ، مَاؤُهُ أَشَدُّ بَيَاضاً مِنَ اَللَّبَنِ، وَ أَحْلَى مِنَ اَلْعَسَلِ، حَصَاهُ اَلزُّمُرُّدُ وَ اَلْيَاقُوتُ، بَطْحَاؤُهُ مِسْكٌ أَذْفَرُ، شَرْطٌ مَشْرُوطٌ مِنْ رَبِّي لاَ يَرِدُهُ أَحَدٌ مِنْ أُمَّتِي إِلاَّ اَلنَّقِيَّةُ قُلُوبُهُمْ، اَلصَّحِيحَةُ نِيَّاتُهُمْ، اَلْمُسَلِّمُونَ لِلْوَصِيِّ مِنْ بَعْدِي، اَلَّذِينَ يُعْطُونَ مَا عَلَيْهِمْ فِي يُسْرٍ، وَ لاَ يَأْخُذُونَ مَا عَلَيْهِمْ فِي عُسْرٍ، يَذُودُ عَنْهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ مَنْ لَيْسَ مِنْ شِيعَتِهِ كَمَا يَذُودُ اَلرَّجُلُ اَلْبَعِيرَ اَلْأَجْرَبَ مِنْ إِبِلِهِ، مَنْ شَرِبَ مِنْهُ لَمْ يَظْمَأْ أَبَداً.

بعد می‌فرماید که کسانی می‌توانند به آن حقیقت برسند: نیت پاک، کسانی که تسلیم حق هستند، تسلیم حقیقت هستند. «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ». این یک مسئله تعصّبی و فرقه‌ای و اینکه آقا ما فرقه ناجی هستیم. پس ما می‌گوییم: نه نه، حقیقت این است: هر کس تابع حقیقت باشد، از آن شراب حقیقت، خدا به او می‌نوشاند.

وقتی فهمید حق با علی (علیه‌السلام) است، تسلیم علی (علیه‌السلام) است. وقتی فهمید حق با فرزندان علی (علیهم‌السلام) است، تسلیم فرزندان علی (علیهم‌السلام) است.

بنابراین ساقی کوثر برای ما امام زمان (علیه‌السلام) است. خدا توفیق بدهد بتوانیم از دست امام عصر (علیه‌السلام) کوثر را بنوشیم. چنانکه در انتهای دعای ندبه می‌گوییم:

وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِكَأْسِهِ وَبِيَدِهِ رَيّاً رَوِيّاً هَنِيئاً سائِغاً لَاظَمَأَ بَعْدَهُ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

«و از حوض جدّش (درود خدا بر او و خاندانش) با جام او به دست او، سیرابمان کن، سیراب‌شدنی کامل و گوارا و خوش که پس از آن تشنگی نباشد، ای مهربان‌ترین مهربانان.»

خدایا، ما می‌خواهیم از حوض کوثر با دست صاحب‌الأمر بنوشیم. چون مصداق حق، حجت حق، در عصر ما او است.

 

همه مصادیق کوثر

پس وقتی می‌گوییم: ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ حالا می‌فهمیم این خیر کثیر چرا مصداقش فاطمه (سلام الله علیها) است و چرا مصداقش نهر بهشتی است، چرا مصداقش حوض کوثر است و چرا مصداقش قرآن است، چرا مصداقش اهل‌البیت است، چرا مصداقش علی (علیه‌السلام) است، چرا مصداقش علم است، چرا مصداقش حکمت. همه‌اش یکی است.

دیدید فخر رازی پانزده معنا گفت؟ مفسرین فکر کردند خیلی‌هایشان که حالا کدام یکی از این معانی است، کدامش را انتخاب کنیم؟ نه، همه‌شان انتخاب کنیم، همه آنها یکی است.

بعدی: حکمت الهی

قبلی: عطیهٔ الهی

بازگشت به فهرست

 

مطلب فوق در تاریخ 9/2/2026 در کتابخانه بنیاد امام علی (ع) منتشر شده است.