سوره کوثر؛ دریایی از معارف
ما همه بارها شنیدهایم که سوره کوثر سوره حضرت زهرا (سلام الله علیها) است، اما جا دارد بیشتر با معانی این سوره و تفسیر این آیات کوتاه ولی بسیار پرمعنا آشنا شویم.
چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) کوثر نامیده شدند؟ و چرا خدا این نعمت بزرگ را به پیغمبر یادآوری میکند و میگوید:
﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ ﴿الکوثر: ١﴾
«ما تو را [چشمه] کوثر دادیم.»
سوره کوثر کوچکترین سوره قرآن است، سه جمله است. این سه آیه دریایی از معارف در آن نهفته است که اگر ما با گوشهای از این معانی آشنا شویم، برکات بیشتری از این سوره را درک خواهیم کرد. مخصوصاً که توصیه شده سوره کوثر را در نمازهای خود بخوانید، در نوافلهای خود بخوانید. در سوره کوثر فضائل بسیار نقل شده برای کسی که سوره کوثر را در نمازهایش میخواند.
وقتی ما معنی این سوره را بهتر بدانیم، آن فضیلتهایی که گفتهاند با خواندن سوره کوثر نصیب ما میشود، خیلی بیشتر میشود.
«إِنَّا»؛ عظمت الهی
از اول سوره: «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ» شروع کنیم. این «إِنَّا» یعنی به راستی که ما. اولین سؤالی که معمولاً وقتی که با آیاتی که با «إِنَّا» یا ضمائر متکلم معالغیر ـ خدا میخواهد خودش را اشاره کند: نحن، إِنَّا ـ مگر خدا چند نفر است که میگوید ما؟ خدا که یکی، بیشتر نیست. چرا از ضمیر جمع استفاده شده؟
ببینید، آیات فراوانی در قرآن هست که این تعبیر «إِنَّا»:
﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾ ﴿يوسف: ٢﴾
«ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، باشد که بیندیشید.»
﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ﴾ ﴿الدخان: ٣﴾
«[که] ما آن را در شبی فرخنده نازل کردیم، [زیرا] که ما هشداردهنده بودیم.»
﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر﴾ ﴿القدر: ١﴾
«ما [قرآن را] در شب قدر نازل کردیم.»
﴿إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ﴾ ﴿البقرة: ١١٩﴾
«ما تو را بحق فرستادیم، تا بشارتگر و بیمدهنده باشی، و [لی] درباره دوزخیان، از تو پرسشی نخواهد شد.»
ببینید، پس قرآن یک جاهایی وقتی خدا میخواهد از خودش یاد کند، با ضمیر جمع یاد میکند، ولی یک جاهایی هم میبینیم که با ضمیر مفرد خدا از خودش یاد میکند:
﴿نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴾ ﴿الحجر: ٤٩﴾
«به بندگان من خبر ده که منم آمرزنده مهربانم.»
﴿إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى﴾ ﴿طه: ١٢﴾
«این منم پروردگار تو، پایپوش خویش بیرون آور که تو در وادی مقدس «طُوی» هستی.»
﴿يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ﴾ ﴿العنكبوت: ٥٦﴾
«ای بندگان من که ایمان آوردهاید، زمین من فراخ است؛ تنها مرا بپرستید.»
تفاوت کاربرد ضمیر جمع و مفرد
راجع به اینکه چرا یک جاهایی ضمیر جمع در آیات به کار رفته به خدا، یک جاهایی ضمیر مفرد به کار رفته، در تفاسیر اقوال متعددی گفته شد.
بعضی گفتند که در مواقعی خدا از ضمیر جمع استفاده کرده که میخواسته به وسایط و عواملی که تأثیر میگذارند در تحقق اراده خدا، به آنها اشاره کند.
من هر چه روی این دو تا قول فکر کردم، هم از این جهت به نظرم آمد که خیلی نمیشود پذیرفت آن را که مگر آنجایی که خدا کاری را انجام میدهد از طریق وسایط، یک کسی کنار خدا قرار گرفته؟ یعنی خداست به اضافه او که شده جمع؟ واسطهها، اسباب، علل، همیشه هست، ولی همه در طول خداست، همه به اذن خداست، اصلاً خدا اراده نکند هیچ هستند.
چیزی که به نظرم رسید، این بیشتر به نظر میآید که با آیات تطبیق داشته باشد: آن این است که در موقعیتهایی که خدا میخواهد عظمت خودش، قدرت خودش، سلطه خودش را نشان بدهد، اعلام بکند، از ضمایر جمع استفاده میکند. آنجایی که میخواهد صمیمی، نزدیک، مهربان، برخورد کند، ضمیر مفرد.
ببینید، آیات را شما نگاه کنید، اکثر این آیات راجع به مهربانی و آمرزندگی، و مثلاً موسی در آن واقعه ترسید، خدا میگوید: «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ» من هستم خدای تو. ببینید، یعنی صمیمیت، دوستی، نزدیکی را میخواهد برساند.
﴿يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ﴾ زمین من گسترده است، حالا اینجا نمیتوانید بروید، جای دیگر، من هوای شما را دارم.
کاربرد «إِنَّا» در سوره کوثر
حالا در سوره کوثر: ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ میگوید، اینجا از کدام جنس است؟ خدا میخواهد عظمت و قدرت خودش را یادآوری کند به پیغمبر. چرا؟ چون پیغمبر یک نگرانیهایی، یک غصههایی، یک محدودیتهای شدیدی با آن مواجه است. حالا خدا میخواهد دلداریاش بدهد، میگوید: ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ ما به تو کوثر عطا کردیم. یعنی بدان یک خدای بزرگی پشت تو است.
اگرنه ببینید، خدا مفرد و جمع ندارد، خدا فراتر از شخص است. خدا یک شخص نیست که بگوییم یک خداست در کنار موجودات دیگر. نه، خدا فراتر از مفرد و جمع است. واحد بودن خدا معنی یک نیست که دو داشته باشد.
«أَعْطَيْنَاكَ»؛ عطای الهی
از این «إِنَّا» بگذریم، برویم سراغ «أَعْطَيْنَاكَ». ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ ما به تو عطا کردیم کوثر را.
مرحوم مصطفوی در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ـ شاید بهترین کتابی است که در مورد معانی واژههای قرآن توضیحات خیلی عمیقی دارد ـ آنجا در توضیح عطا میآید، تفاوت عطا را با جود، با سخاء، با بذل، با انواع مترادفهایش بیان میکند. و نکته اصلی که میگوید اینکه در واژه عطا در عربی، اعطا، دادنی است بر اساس اقتضائات دهنده. یعنی کسی که عظمت دارد، چیزی که میدهد با عظمت است. کسی که ذلت و محدودیت و فقر دارد، چیزی که میدهد از روی کمی و ناتوانی است.
این «أَعْطَيْنَاكَ» در کنار «إِنَّایی» که توضیح دادم، این را باز دوباره تقویت میکند و میگوید: خدا دارد به پیغمبرش میگوید: منِ خدای با عظمت، نامحدود، بیانتها، به تو چه دادیم؟ کوثر دادیم.
جستجوی معنای «کوثر»
حالا ما برای اینکه ببینیم این عطایی که خدا به پیغمبرش داده که اسمش را گذاشته کوثر، این چه چیزی است و چطوری است، و این عطای خدا، اعطای خدا، در واقع به پیغمبرش چه مفهومی دارد، یک وقت به ما به سادگی میگویند که: آقا، کوثر یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها). خدا هم گفته که من به تو کوثر دادم، یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها) را دادم.
من هر چقدر گشتم، حتی یک روایت پیدا نکردم که در آن آمده باشد که کوثر یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها). حالا اگر کسی پیدا کرد، به ما بگوید، من که نتوانستم پیدا کنم.
آیه «وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ»
ولی ما از کجا میفهمیم که این کوثر حضرت زهراست؟ ببینید، ما اول بیاییم ببینیم این عطایی که خدا در سوره کوثر میگوید من به تو دادم، عطای خدا به پیغمبر، آیا راجع به این در قرآن جای دیگر صحبت کرده؟
ببینید، خدا در سوره ضُحی میفرماید:
﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ﴾ ﴿الضحی: ٥﴾
«و بزودی پروردگارت تو را عطا خواهد داد، تا خرسند گردی.»
خدا دارد وعده میدهد به پیغمبر که من به زودی در آینده به تو عطایی خواهم کرد که تو چه میشوی؟ راضی و خشنود میشوی.
پس، ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ ما از این آیه سوره ضحی داریم الان متوجه میشویم: وقتی این دو تا را میگذاریم کنار، میفهمیم پس کوثر یک چیزی است که پیغمبر را راضی میکند. چون در این سوره گفته: ما به تو یک عطایی میکنیم که تو را راضی میکند، تو را خوشنود میکند.
عطای خدا به سلیمان
بینید، آیا باز در قرآن جای دیگری هست که خدا به یک پیغمبری عطایی کرده باشد؟ باز این را من گشتم، در قرآن دیدم راجع به حضرت سلیمان در قرآن به کار رفته این موضوع:
﴿هَـٰذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾ ﴿ص: ٣٩﴾
«این عطای ماست، پس بیحساب منت بگذار یا نگه دار.»
وقتی راجع به سلطنت و پادشاهی و قدرت و امکانات بسیار عجیب و غریب حضرت سلیمان که اصلاً در طول تاریخ بینظیر است. قدرتی که خدا به حضرت سلیمان داد هم بر انسیان، هم بر جنیّان، موجودات ماورایی، حیوانات، اصلاً یک چیز عجیب و غریبی است. بعد خدا میگوید: «هَـٰذَا عَطَاؤُنَا» حالا ما یک چنین عطایی به تو دادیم، ولی این عطا مال کجاست؟ مال دنیاست. خدا به حضرت سلیمان یک چیزی داده، یک قدرتی داده که مربوط به دنیاست. ولی بعد میگوید: ﴿فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾ حالا که یک چنین قدرتی ما به تو عطا کردیم، یک چنین سلطنتی به تو عطا کردیم، حالا تو میتوانی بیحساب ببخشی یا نبخشی، بگیری یا آزاد کنی، هر کاری میخواهی دیگر بکن.
عطای بهشتی؛ با حساب و کتاب
از طرفی، باز ما در قرآن راجع به عطای خدا وقتی میگردیم ببینیم چیزهایی که خدا عطا میکند، میبینیم اتفاقاً خدا عطیه خودش در قیامت به بهشتیها را میگوید با حساب و کتاب است. سوره نبإ:
﴿جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا﴾ ﴿النبإ: ٣٦﴾
«پاداشی از خداوندگارت بهعنوان عطایی حسابشده.»
ببینید، در این آیات سوره النبإ: ﴿جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا﴾ خدا میگوید: نعمتهایی که ما به متّقیان در بهشت میدهیم، نعمتها را میشمرد، نعمتهای بهشتی، بعد میگوید: این یک پاداش روی حساب و کتاب است. یعنی وقتی به قیامت، چون عرصه تجلی عدالت خداست، دیگر هرکس در دنیا زحمت کشیده، در قیامت نتیجه زحمت خود را میبیند. این میشود حساب. میگوید: قیامت همه چیز را حساب است. یعنی کسی که اینجا خورده، خوابیده، هیچ کاری نکرده، آنجا دستش خالی است. آن کسی که اینجا زحمت کشیده، آنجا دستش پر است. این را میگویند: ﴿جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا﴾ با حساب و کتاب است، هر کس به اندازهای که زحمت میکشد.
اما شما دیدید آنجا خدا به حضرت سلیمان میگوید: ما این سلطنت و مُلکی که به تو دادیم ﴿فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾ بیحساب میتوانی ببخشی، بیحساب میتوانی آزاد کنی، بگیری، ببندی، هر کاری میخواهی بکنی.
کوثر؛ عطایی که پیامبر را راضی میکند
من اینها را کنار هم که گذاشتم، به نظرم آمد که این کوثری که خدا به پیغمبرش داده که در سوره ضُحی هم میگوید که ﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ﴾ خدا یک عطایی به تو خواهد داد که تو دیگر راضی میشوی، خشنود میشوی، که ارتباطی با این عطاهای دیگری که در قرآن هست، بین آنها هست. و خیلی جالب است، خیلی زیباست، خیلی امیدوارکننده است.
روایت درباره آیه «وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ»
ببینید، اولین جایی که من در احادیث دیدم رابطه حضرت زهرا (سلام الله علیها) را با این عطایی که خدا به پیغمبرش داده، در این روایتی که در کتاب مکارمالاخلاق آمده، ولی باز راجع به سوره کوثر نیست، راجع به این آیه سوره ضحی است. جابر عبدالله انصاری میگوید که من دیدم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) آمد حضرت زهرا (سلام الله علیها) را دید:
عَنْ جَابِرٍ الْأَنْصَارِی (رحمة الله علیه) أَنَّهُ رَأَی النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَاطِمَة (سلام الله علیها) وَ عَلَیْهَا کِسَاءٌ مِنْ أَجِلَّة الْإِبِلِ وَ هِیَ تَطْحَنُ بِیَدَیْهَا وَ تُرْضِعُ وُلْدَهَا فَدَمَعَتْ عَیْنَا رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: یَا بِنْتَاهْ تَعَجَّلِی مَرَارَة الدُّنْیَا بِحَلَاوَة الْآخِرَة فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (سلام الله علیها) الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی نَعْمَائِهِ وَ الشُّکْرُ لِلَّهِ عَلَی آلَائِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ: وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی.
در یک شرایطی زندگی میکردند، دختر فرمانروای کشور یک لباسی پوشیده بود که از وسایل شتر درست شده بود، یعنی میخواهد بگوید اینقدر این لباس ساده بود، محقّر بود. پیغمبر آمد دید دخترش زهرا (سلام الله علیها) یک لباس محقر پوشیده، با دست دارد گندم آرد میکند، بچه را هم بغل کرده، دارد شیر میدهد.
درست است که شرایط اقتصادی آنجا سخت بود، برای همه سخت بود، ولی دختر فرمانروا!
پیغمبر دید با چه وضعی دارد زندگی میکند، پیغمبر اشک از چشمش جاری شد: دخترکم، عزیزم، این سختیهای زندگی دنیا را تحمل کن، اینها زود میآید، زود میگذرد، ولی شیرینی آخرت هست.
زهرا (سلام الله علیها) نیازی به دلداری و این توصیه پیغمبر هم نداشت، خودش انتخاب کرده بود. ای رسول خدا، من خیلی خدا را شاکرم، خیلی خدا به من نعمت داده، فکر نکنید من ناراحتم که الان در فقرم، در مشکلاتم. به جای اینکه یک خدمتکار باشد برایم غذا بیاورد، یک خدمتکار بیاید بچهام را نگه دارد، الان در این شرایط هم من خودم شاکر نعمتهای خدا هستم.
پیغمبر: من به زودی خدا اینقدر به تو میدهد که دیگر راضی میشوی.
امیدوارکنندهترین آیه قرآن؛ شفاعت
ما در سوره کوثر میبینیم که خدا میگوید: من همان چیزی را که وعده داده بودم به تو میدهم تا راضی شوی، عطا کردم.
حال سؤال اینجاست: آن چیزی که پیغمبر را راضی میکند و خدا به او داده است، دقیقاً چیست؟
به این نکته دقت کنید:
بِشرُ بنُ شُرَيح البصريُّ : قلتُ لمحمّدِ بنِ عليٍّ عليه السلام : أيُّ آيَةٍ في كتابِ اللّهِ أرجى ؟ قالَ : ما يقولُ فيها قومُكَ ؟ قلت : يقولُونَ «يا عبادِي الّذينَ أسْرَفُوا على أنْفُسِهِم لا تَقْنَطُوا من رحمةِ اللّهِ» . قالَ : لكِنّا أهلَ البيتِ لا نَقولُ ذلكَ ، قلتُ : فَأيَّ شيءٍ تَقولونَ فيها ؟ قالَ عليه السلام : نَقولُ «و لَسَوفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى». الشفاعَةُ ، و اللّهِ الشفاعَةُ ، و اللّهِ الشفاعَةُ.
بِشر بن شُریح بصری میگوید: به امام باقر (علیهالسلام) عرض کردم، امیدوارکنندهترین آیه قرآن کدام است؟ آیهای که وقتی خوانده میشود، واقعاً دل آدم باز شود و به رحمت خدا امیدوار گردد و خیالش راحت شود که خدایی بسیار مهربان از ما استقبال خواهد کرد.
امام باقر (علیهالسلام) فرمودند: دوستان و قوم شما که ما با آنها سروکار داریم، کدام آیه را امیدوارکنندهتر میدانند؟
ما از مردم هر کسی را میشنویم، میگوید: این آیه است که خدا فرموده: «ای کسانی که گناه کردید و به خود ظلم کردید، ناامید نشوید …»
﴿إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا﴾ ﴿الزمر: ٥۳﴾
«در حقیقت، خدا همه گناهان را میآمرزد.»
خدا همه گناهها را میبخشد، این دیگر از همه آیهها امیدوارکنندهتر است. دیگر آقا، هر کاری هم کردی، خدا گفته همهاش را من میبخشم، دیگر تمام.
امام باقر (علیهالسلام) فرمودند: ولی ما اهل بیت این را نمیگوییم. بله، «لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ» خیلی آیه امیدوارکنندهای است، خیلی خوب است، ولی شما نظرتان کدام آیه از همه امیدوارکنندهتر است؟ این از آن امیدوارکنندهتر است: این آیهای که خدا به پیغمبرش قول داده که یک چیزی به تو میدهیم که دیگر راضی میشوی.
حالا آن چه چیزی است؟ به خدا قسم شفاعت است که خدا به پیغمبرش میدهد تا او راضی شود.
ببینید، پیغمبر غصهاش، نگرانیاش، خواستهاش از خدا چه بود که خدا میگوید: من اینقدر میدهم تا راضی شوی؟
امام باقر (علیهالسلام) میگوید: شفاعت است. یعنی پیغمبر نگران است که کسی برود جهنم. آخرین خواسته پیغمبر این است که همه بروند بهشت، همه بخشیده شوند، همه شفاعت شوند.
به تعبیر سعدی، البته این بیت اول آن مربوط به سعدی است، حالا نمیدانم بیت دومش را چه کسی اضافه کرده به آن، میگوید:
نماند به عصیان کسی در گرو / که دارد چنین سیدی پیشرو
یک سیدی مثل رسول الله، اینقدر مهربان: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ﴾ ﴿انبیاء: ۱٠٧﴾ رحمت خداست.
عطای شفاعت چنانش دهند / که امّت تمامی ز دوزخ رهند
اینقدر به پیغمبر شفاعت میدهند: ببخش هر کسی را میخواهی، دستش را بگیر بیاور بیرون. هیچ کسی دیگر نمیماند در آن.
کوثر؛ عامل شفاعت امت
حالا میبینید کوثر یعنی چه؟ ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ﴾ من اینطوری میفهمم: یعنی پیغمبر، ما به تو یک کسی را دادیم که با محبت او، با نور او، به برکت وجود او، همه شفاعت میشوند.
عامل شفاعت امت این خانم است. ﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ﴾ راجع به زهرا (سلام الله علیها) نازل شده بود.
نگرانی حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای امت
نگرانی خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه بود؟ این حدیث هم بخوانم تمام کنم امشب. میگوید که:
مِنْ كِتَابِ زُهْدِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِأَبِي جَعْفَرٍ أَحْمَدَ اَلْقُمِّيِّ: أَنَّهُ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ اَلْآيَةُ عَلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ «وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَهٰا سَبْعَةُ أَبْوٰابٍ لِكُلِّ بٰابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ» بَكَى اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بُكَاءً شَدِيداً وَ بَكَتْ صَحَابَتُهُ لِبُكَائِهِ … وَ كَانَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا رَأَى فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ فَرِحَ بِهَا فَانْطَلَقَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ إِلَى بَابِ بَيْتِهَا … فَنَهَضَتْ وَ اِلْتَفَّتْ بِشَمْلَةٍ لَهَا خَلَقَةٍ قَدْ خِيطَتْ فِي اِثْنَيْ عَشَرَ مَكَاناً بِسَعَفِ اَلنَّخْلِ فَلَمَّا خَرَجَتْ نَظَرَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ إِلَى اَلشَّمْلَةِ وَ بَكَى وَ قَالَ وَا حُزْنَاهُ إِنَّ بَنَاتِ قَيْصَرَ وَ كِسْرَى لَفِي اَلسُّنْدُسِ وَ اَلْحَرِيرِ وَ اِبْنَةُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَيْهَا شَمْلَةُ صُوفٍ خَلَقَةٌ قَدْ خِيطَتْ فِي اِثْنَيْ عَشَرَ مَكَاناً … ثُمَّ قَالَتْ يَا أَبَتِ فَدَيْتُكَ مَا اَلَّذِي أَبْكَاكَ فَذَكَرَ لَهَا مَا نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ مِنَ اَلْآيَتَيْنِ اَلْمُتَقَدِّمَتَيْنِ قَالَ فَسَقَطَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلاَمُ عَلَى وَجْهِهَا وَ هِيَ تَقُولُ اَلْوَيْلُ ثُمَّ اَلْوَيْلُ لِمَنْ دَخَلَ اَلنَّارَ.
این آیه وقتی نازل شد بر پیغمبر، وعدهگاه همه جهنم است، این آیه نازل شد، همه دیدند پیامبر زد زیر گریه. پیغمبر گریه میکند برای من و شمایی که بخواهیم برویم جهنم. اصحاب پیغمبر از شدت گریه پیغمبر به گریه افتادند.
وقتی اصحاب میدانستند پیغمبر که خیلی غصه دارد، خیلی دلش گرفته، فاطمه (سلام الله علیها) را که ببیند دلش باز میشود، شاد میشود. گفتند: آقا، الان پیغمبر خیلی حالش بد است، چکار کنیم؟ برویم سراغ فاطمه (سلام الله علیها) ، بروید فاطمه (سلام الله علیها) را بیاورید، پیغمبر فاطمه (سلام الله علیها) را ببیند، شاد میشود، غم از دلش بیرون میرود.
بعضی از اصحاب رفتند در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، ایشان را بیاورند. رفتند، حضرت زهرا (سلام الله علیها) گفت: چادرم سر کنم بیایم. راوی میگوید که چادری که حضرت زهرا (سلام الله علیها) سر کرد دوازده تا وصله داشت. بعد میگوید: سلمان وقتی نگاهش افتاد به چادر حضرت زهرا (سلام الله علیها)، گریهاش گرفت. گفت: دختران پادشاهان در ناز و نعمت، در حریر، دارند زندگی میکنند، دختر پیغمبر خدا این است لباسش!
خلاصه حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آوردند. قربان شما بروم پدر جان، چه چیزی شما را اینقدر به گریه انداخت؟ پیغمبر این دو آیه را برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) خواند که خدا گفته که جهنم خلق کردم، وعدهگاه همه است.
فاطمه (سلام الله علیها) بیهوش شد، با صورت به زمین افتاد: وای اگر کسی وارد جهنم شود!
حالا فهمیدید چرا فاطمه کوثر است؟ چون فاطمه (سلام الله علیها) وقتی میشنود کسی میرود جهنم، غش میکند. چون فاطمه (سلام الله علیها) همه همتش، همه نیتش، همه عشقش، این است که همه از جهنم نجات پیدا کنند. این است که فاطمه (سلام الله علیها) را فاطمه کرد.
قدرت عشق فاطمه (سلام الله علیها)
من بگویم: آن قطره اشکی که برای فاطمه (سلام الله علیها) بریزی، آن دلی که با عشق فاطمه (سلام الله علیها) پیوند بخورد، همه حساب کتابها را به هم میزند. این هم خودش یک حساب است: قدرت عشق فاطمه (سلام الله علیها) است، حساب و محاسبه محبت فاطمه (سلام الله علیها) است که اینطوری دریای آتش را خاموش میکند.
خوشا به حال آنهایی که عاشق و عزادار فاطمه (سلام الله علیها) هستند.
بعدی: خیر کثیر
مطلب فوق در تاریخ 9/2/2026 در کتابخانه بنیاد امام علی (ع) منتشر شده است.