Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

بخش اول: داستان ابراهیم و ذبح فرزند در قرآن

ریشه عید قربان در داستانی قرآنی است که خداوند آن را در سوره صافات با جزئیات بیان می‌کند. این داستان از عمیق‌ترین و تأمل‌برانگیزترین روایت‌های قرآن است: روایت ایمان، فداکاری، و رحمت الهی.

دعای ابراهیم برای فرزند صالح

ماجرا از دعای ابراهیم آغاز می‌شود. او که از بیداد نمرودیان رها شده بود، با توکل بر خداوند به سوی او رفت و از او فرزندی صالح خواست:

﴿وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّي سَيَهْدِينِ * رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ * فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ﴾ (الصافات: ۹۹-۱۰۱)

و [ابراهیم] گفت: «من به سوی پروردگارم می‌روم؛ او هدایتم خواهد کرد. * پروردگارا! به من از [فرزندان] شایسته عطا فرما.» * پس ما او را به [تولد] پسری بردبار مژده دادیم.

 

رؤیا و گفتگوی پدر و فرزند

آن فرزند بزرگ شد. یکی از ماندگارترین صحنه‌های قرآن، گفتگوی ابراهیم با فرزندش پیش از اقدام است. ابراهیم رؤیای خود را به صورت یک‌طرفه تحمیل نمی‌کند، بلکه با فرزند مشورت می‌کند، و فرزند داوطلبانه و آگاهانه تسلیم می‌شود:

﴿فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ﴾ (الصافات: ۱۰۲)

پس چون [آن فرزند] به حد کار و کوشش رسید، [ابراهیم] گفت: «ای پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را ذبح می‌کنم. پس نگاه کن نظر تو چیست؟» گفت: «ای پدر! آنچه مأموری انجام ده؛ اگر خدا بخواهد مرا از صبرکنندگان خواهی یافت.»

لحظه آزمون و پایان آن

آنگاه هر دو به آستانه ایثار رسیدند. خداوند این لحظه را چنین توصیف می‌کند:

﴿فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ * وَنَادَيْنَاهُ أَن يَا إِبْرَاهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ * وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ﴾ (الصافات: ۱۰۳-۱۰۷)

پس چون هر دو تسلیم [فرمان خدا] شدند و [ابراهیم] پیشانی‌اش را [بر زمین] نهاد، * ما او را ندا دادیم که: «ای ابراهیم! * رؤیایت را تحقق بخشیدی. ما این‌چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. * این همانا آزمونی آشکار بود.» * و ما او را به ذبحی عظیم فدیه دادیم.

تأمل در معنای این داستان: پاسخ به یک پرسش جدی

داستان ابراهیم ممکن است در نگاه اول این پرسش را برانگیزد: آیا فرمان کشتن فرزند می‌تواند از منشأ الهی باشد؟ آیا این داستان با اخلاق سازگار است؟

قرآن خود اما از این داستان فرمانی برای کشتن فرزند استخراج نمی‌کند؛ بلکه پیام محوری‌اش «تسلیم بودن در برابر حق» است. برای درک دقیق‌تر، چند نکته اساسی باید در نظر گرفته شود:

  • اول: فرمان در خواب بود، نه وحی صریح

ابراهیم این دستور را «فِی الْمَنَامِ» – در خواب – دید. خواب پیامبران اگرچه در سنت اسلامی از سایر خواب‌ها متمایز است، اما خواب همیشه نیاز به تعبیر دارد، نه اجرای حرفی. برخی از مفسران بزرگ بر همین نکته تأکید کرده‌اند: ابراهیم باید خواب را تعبیر می‌کرد، نه اینکه آن را عیناً اجرا کند.

همین نکته را می‌توان از خود آیات استنباط کرد: هنگامی که ابراهیم آماده اجرا شد، ندا رسید که «رؤیایت را تحقق بخشیدی» – نه اینکه «کارت را انجام دادی». خداوند اجرای عملی را نخواست؛ خواست که ابراهیم آمادگی روحی تسلیم شدن را در خود بپروراند.

  • دوم: این داستان، اعلام پایان قربانی انسانی است

در دوران باستان، قربانی کردن انسان – از جمله فرزندان – رسمی رایج در بسیاری از ملل بود. این داستان در زمینه‌ای تاریخی روی داد که چنین سنتی وجود داشت. یکی از تفسیرهای قوی که برخی مفسران مطرح کرده‌اند این است که این ماجرا، اعلام پایان عصر قربانی انسانی است: خداوند با دخالت در آخرین لحظه، به روشنی اعلام می‌کند که هیچ‌گاه قربانی جان انسان را نمی‌خواهد. «ذبح عظیم» – حیوانی که جایگزین شد – این پیام را جاودانه کرد.

قرآن کریم در جای دیگر نیز صریحاً از کشتن فرزندان نهی می‌کند و این را از بزرگ‌ترین گناهان می‌شمارد:

﴿وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ﴾ (الأنعام: ۱۵۱)

و فرزندانتان را از [ترس] فقر نکشید.

این نهی صریح قرآن در کنار داستان ابراهیم، نشان می‌دهد که هدف این داستان هرگز تشریع کشتن فرزند نبوده است.

  • سوم: اخلاق ابراهیم، اخلاق ایثار در برابر حقیقت

اگر مبنای اخلاق را «تسلیم بودن در برابر حقیقتی که وجدان آدمی درست بودنش را درک می‌کند» بدانیم، داستان ابراهیم از زاویه‌ای متفاوت دیده می‌شود. انسان‌ها در موقعیت‌های استثنایی – برای نجات یک جامعه، برای اصلی بزرگ‌تر – گاه با دردناک‌ترین انتخاب‌ها روبرو می‌شوند. ابراهیم در چنین موقعیتی بود: او به حقیقتی دست یافته بود که از عمق جان‌اش ضروری می‌نمود، و فرزندش نیز آگاهانه و داوطلبانه همراهش شد.

از این منظر، هر دین و آیینی که کسی داشته باشد، چنین ایثاری را اوج فداکاری می‌شمارد – نه یک عمل بی‌رحمانه. آنچه این داستان را اخلاقی می‌کند، نه «تبعیت کورکورانه از فرمان»، بلکه «درک آگاهانه» و «تسلیم داوطلبانه» هر دو نفر است.

پاداش ابراهیم و جاودانگی این سنت

خداوند در ادامه داستان، پاداش ابراهیم و ماندگاری نامش را چنین بیان می‌کند:

﴿وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ * سَلَامٌ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ * كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ﴾ (الصافات: ۱۰۸-۱۱۱)

و ما [نام نیکویش] را در میان آیندگان باقی نهادیم: * درود بر ابراهیم. * ما اینگونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. * او از بندگان مؤمن ما بود.

آیه نُسُک: چارچوب کلی قربانی

پیامی که ابراهیم در عمق وجودش یافته بود را قرآن در آیه‌ای زیبا و جامع بیان می‌کند – آیه‌ای که مسلمانان هنگام شروع قربانی می‌خوانند:

﴿قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ﴾ (الأنعام: ۱۶۲-۱۶۳)

بگو: «نماز من، قربانی من، زندگانی من، و مرگ من، همه از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است. * شریکی برای او نیست؛ و به این مأمور شده‌ام و من نخستین مسلمانم.»

واژه «نُسُک» در این آیه به معنای «قربانی» است. این آیه نشان می‌دهد که قربانی بخشی از یک نگرش کلی است: تمام زندگی – نه فقط یک مراسم سالانه – باید رنگ الهی داشته باشد.

بعدی: بخش دوم: فلسفه قربانی از دیدگاه قرآن

قبلی: درآمد

بازگشت به فهرست

 

مطلب فوق در تاریخ 27/5/2026 در کتابخانه بنیاد امام علی (ع) منتشر شده است